وبلاگ لژیون مسافر نادر اسدی،
پیشگیری، مهارودرمان اعتیاد به روش درمانی کنگره 60 (تدریجی) dst رایگان
درباره وبلاگ


جمعیت احیای انسانی (كنگره 60)، از سازمان‌های مردم نهاد و فعال در حوزه اعتیاد و مواد مخدر می‌باشد كه در سال 1378 بر اساس اصل پذیرفته شده كمك یك فرد رها شده از دام اعتیاد، به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد و با رویکرد «بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم»، توسط مهندس حسین دژاکام، پایه گذاری و تأسیس شده است. این سازمان مردمی از بالاترین مرجع سازمان‌های مردم نهاد، یعنی وزارت کشور، درزمینهٔ كاهش آسیب‌های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد در سطح ملی، دارای پروانه تأسیس و فعالیت می‌باشد.

مدیر وبلاگ : مهدی قلم فرسا
مطالب اخیر


به نام خدا

جلسه چهارم از دوره شصت و دوم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه، در کنگره 60 چگونه قدردانی می کنیم؟ در روز چهارشنبه 97/2/5 با استادی و نگهبانی مهندس و دبیری مسافر حامد راس ساعت 9:45 آغاز به کار نمود.

باید چشم بینا داشته باشیم، وقتی هفته راهنما می شود، دو ماه قبل باید به فکر بوده باشید. یک یادداشت هم بنویسید و تشکر و قدردانی کتبی هم بکنید. حالا چرا من اینقدر پافشاری می کنم؟ بخاطر اینکه اگر این تشکر را انجام بدهیم، فردا دیگران هم حاضر هستند که راهنما و مرزبان شوند. باید شأن راهنما، مرزبان، اسیستانت و ایجنت به گونه ای باشد که همه به آن احترام بگذاریم و برایش ارزش قائل شویم و همه دوست داشته باشند که به این جایگاه برسند. ما به این دلایل می گوییم که باید تشکر و قدردانی کنیم، در هر مراسمی باید به نحو مطلوب این کار را انجام بدهیم.

مصوبه جلسه دیده بانان در تاریخ 96/2/97 ، تصمیمات ذیل اتخاذ شد:
مسئولیت کلیه لژیون هایی که هنوز تبدیل به نمایندگی نشده اند، بعهده آقای علی خدامی واگذار شد. شعب تهران آقای سلامی، شعب شهرستان آقای حکیمی، لژیون ها آقای علی خدامی
2ـ راهنمایانی که دوره چهارساله شان به پایان رسیده، در قسمت آقایان به آقای امین دژاکام و در قسمت خانم ها به خانم آنی کماندار ارجاع داده می شوند، که پس از رسیدگی و تائید راهنما، جهت تشکیل لژیون به آقای ترابخانی یا قسمت خانواده معرفی شوند. کسانی که چهارسال از لژیونشان می گذرد، دو ماه قبل از پایان چهارسال، درخواست خدمت جدید خود را به آقای امین (آقایان) و یا خانم کماندار (خانمها) می دهند و سپس بررسی های لازم صورت می گیرد و جداول مخصوصی تهیه شده و تعداد رهایی و تعداد کمک راهنمایی که تحویل داده اند، ملاک به حساب می آید. گروه خانواده خیلی مهم است که شما چند نفر را به رهایی رسانده اید، موقعی رهایی برای شما محسوب می شود که فرم های مخصوص را هنگام رهایی پر کرده باشید. مهم تر از همه اگر از رفتار و کردار راهنما راضی باشندو روابط خوبی با مرزبان و ایجنت داشته باشند، می تواند جهت خدمت جدید مجوز بگیرد.
3ـ مسئولیت اداره کمیته انضباطی و رسیدگی به آن به آقای محمدصداقت واگذار شد. آقای صداقت در نمایندگی پرستار هستند و برای رسیدگی به کمیته انضباطی ها از این به بعد افراد به ایشان مراجعه می کنند.
4ـ دوره دبیری که چهارده جلسه بوده، تبدیل به هفت جلسه می شود. یعنی هر نگهبان دو دبیر دارد، نگهبان می تواند یکی از دبیرها را از هم لژیونی های خود انتخاب کند.
5ـ سقف تعداد لژیون ها در تمام نمایندگی ها 25 لژیون می باشد. این تعداد هم خیلی زیاد است، اگر هر لژیون 10نفر عضو داشته باشد، 250نفر می شود. اگر هر لژیون 20نفر عضو داشته باشد، تعداد اعضای شعبه به 500نفر می رسد.
این ها تصمیمات کنگره دیده بانان بود.
دستور جلسه این است که  چگونه در کنگره 60 قدردانی می کنیم؟ یعنی چگونه شکرگزاری و تشکر می کنیم. همیشه این بیت یادم می آید که شکر نعمت ، نعمتت افزون کند، کفر نعمت، از کفت بیرون کند.
هفته پیش، در پاسخ نامه ویلیام نوشته بودم که سرما به کشور ما آمد و محصولات کشور ما را نابود کرد. او هم گفت، در فلوریدا آتش سوزی، جنگلهای زیادی را به آتش کشیده و خسارات زیادی را وارد کرده است و نوشت که شاید علت این باشد که ما به مام طبیعت احترام نمی گذاریم. ما به انسانها احترام نمی گذاریم، به طبیعت احترام نمی گذاریم و این بلاها نصیب ما می شود. باید در کارهایمان تجدیدنظر کنیم.
در قرآن آمده است که چند نفر باغدار بودند و بهم می گویند که ما برای چیدن میوه ها صبح زود در تاریکی برویم که گداها و فقرا نباشند و مجبور نباشیم به آنها چیزی بدهیم. این کار را می کنند و صبح زود می آیند و می بینند که هیچ چیزی نمانده است و همه چیز سیاه شده است و بیان می شود که "چون نکردید و به دیگران ندادید، این بلا سر شما می آید." در قدیم یادم هست که وقتی کشاورزان خرمن و گندم را جمع می کردند، مقداری از خرمن را جدا می کردند و می گفتند که این برای خداوند و بقیه انسانها. الآن ما چه کار می کنیم؟
الآن در فصل بهار، 28 فروردین 8درجه زیرصفر ؟ 8درجه زیر صفر در فروردین یعنی نابودی درختان میوه. درختان گردو، داخلشان مثل نی خالی است که مایع ژله مانند داخل گردو می رود و گردو را پر می کند، شکوفه ها هم همینطور، وقتی 8درجه زیر صفر شد، همه یخ می زند و می ترکد. از بالای کرج تا سمت تبریز، درختان گردو همه سیاه. چه کرده ایم ما؟ به قول کتاب آسمانی حتماً این است که ما عمل نمی کنیم.
وقتی سختی می آید، تر و خشک با هم می سوزند و همه اینها بخاطر این است که شکرگزاری و قدردانی نیست.
اگر خدایی نکرده شما یک شب بیمارستان بروید، بعد از چهارروز خوابیدن، یک صورتحساب چندمیلیونی برایتان می آورند. یک شب ماندن در بیمارستان، چندین برابر بالاتر از اقامت در هتل های پنج ستاره در می آید.
کلاهبرداری های عظیم، در تبلیغات ماهواری می بینید، تبلیغات دروغ. فلان قرص برای لاغری با مجوز آمریکا. یکی دیگر تبلیغات می کرد که با استفاده از این دارو ، 50درصد از معتادین دنیا را درمان کرده ایم.

آمریکا کشور به این بزرگی و مهد تمدن، دروغ و فساد و کلاشی را ترویج می کند، این به کجا می رسد؟ ما باید مسیر را اصلاح کنیم. حالا ما در این شرایط، این مکان را بوجود آورده ایم، جایی که چندین هزارنفر در آن خدمت می کنند، هیچکس باور نمی کند که یک نفر از این خدمتگزاران حقوق نمی گیرد، همه با عشق و محبت خودشان به انسانهای دیگر کمک می کنند و یاری می رسانند. آیا ما نباید از این کنگره تشکر و قدردانی کنیم؟ آیا نباید از این انسانها تشکر و قدردانی کنیم؟ نجات زندگی ها، انسجام خانواده و خارج شدن از تاریکی ها، اینها چیزهایی هست که کنگره به ما می دهد، ما چطور باید از اینها قدردانی کنیم؟
باز هم این ضرب المثل را می گویم: یک نفر بالای سرش که در حال مرگ بود، گریه می کرد. یک رهگذر می گوید چرا گریه می کنی؟ می گوید سگم از گشنه گی در حال مرگ است، گفت خوب از اون نانی که داری به او بده. مرد می گوید: برایش گریه می کنم، ولی نان به او نمی دهم.
حالا اینجا هم همینطور است، شخص می گوید که زبانم قاصر است، راهنمایم مرا از تاریکی نجات داد و غیره . در آخر هم یک 5هزار تومانی کهنه، داخل پاکت می گذارد و با خط خرچنگ قورباغه می نویسد. گاهی اوقات هم که برای من پاکت خالی می گذارند. هیچ ایرادی ندارد.
تقدیر و تشکر در کنگره 60 با یک پاکت صورت می گیرد، ما چهار تا پنج مراسم بیشتر نداریم. از راهنمایتان باید تشکر و قدردانی کنید. یک نفر که کولیت داشته، یعنی روده بزرگ شخص زخم و پاره پاره، روزی 20مرتبه دستشویی باید می رفته و جلوی دفعش را نمی توانسته بگیره و باید روده را می بریده و پیوند می دادند و 30 چهل میلیون خرج می کرده و در آخر هم نتیجه نمی گرفته، در طول مدت سه سال به او برنامه دادیم، درمان شده و روز رهایی اش یک عدد خودکار در جعبه به من داده ! یعنی در مقابل این مسائل یک خودکار و کارت پستال ، بدون هیچ وجهی به من داده. من نه نیازی به این قضیه دارم و نه چشمی به این قضیه دارم. ولی این نمونه ها را می گویم که ببینید. در دیزی باز است، حیای گربه کجاست؟ به قول معروف می گوید: چو به گشتی، طبیب از خود میازار .
وقتی این همه به تو خدمت کرده اند، آیا در هفته لژیون مالی به کنگره کمک کردی؟ آیا در مراسم دیگر از کنگره و افراد دیگر تشکر کردی؟ راهنما اصلاً چشم به این چیزها ندوخته است، ولی ما باید قدردان باشیم. در قدیم یک نفر از باغ می گذشت، می گفتند بفرما! هرچه می خواستی، همانجا می خوردی و می رفتی، ولی نمی توانستی ببری، الآن اطراف باغها سیم خاردار گذاشته اند و برق هم وصل می کنند که مبادا یک خیار از باغ کسی ببرد.
باید چشم بینا داشته باشیم، وقتی هفته راهنما می شود، دو ماه قبل باید به فکر بوده باشید. یک یادداشت هم بنویسید و تشکر و قدردانی کتبی هم بکنید. حالا چرا من اینقدر پافشاری می کنم؟ بخاطر اینکه اگر این تشکر را انجام بدهیم، فردا دیگران هم حاضر هستند که راهنما و مرزبان شوند. باید شأن راهنما، مرزبان، اسیستانت و ایجنت به گونه ای باشد که همه به آن احترام بگذاریم و برایش ارزش قائل شویم و همه دوست داشته باشند که به این جایگاه برسند. ما به این دلایل می گوییم که باید تشکر و قدردانی کنیم، در هر مراسمی باید به نحو مطلوب این کار را انجام بدهیم.
اصفهانی ها بسیار مردم فهمیده و دست و دل بازی هستند، نمی دانم چرا می گویند که اینها خسیس هستند؟ اینها حسابگر هستند و خیلی کمک می کنند. قوی ترین شعب ما در اصفهان است و در هر مراسمی اصفهانی ها کمک می کنند، در تبریز هیچ کس کمک نمی کنند، بقیه هم همینطور.
اصفهانی ها خریدشان را کلی می کنند، حساب و کتاب می کنند، خرید یک سال خودشان را یکجا می کنند. تمام کادوهایی که برای من آورده اند، برای هیدج و اصفهان است. شخص کشاورز است، شیره انگور می آورد، از زنجان قابلمه و مس می آورند، من اینها را برای خودم نمی خواهم، شیره انگور و کشمش را برای ماه رمضان جمع آوری کرده ام. یک خانم مسافر از اصفهان ، یک جام از مس ساخته و روی آن تماماً از سنگ های فیروزه استفاده کرده و یک سال روی جام کار کرده تا روز رهاییش این جام را به من بدهد. خانم دیگر برای روز رهاییش، یک سال کار کرده و تصویر غسل در صحرا را که 300 تکه چوب است جمع آوری کرده و به من داده. یکی دیگر عکس من را گیر آورده و با ابریشم یک فرش بافته و صدهاهزار گره زده تا روز رهاییش به من آن را هدیه بدهد. این ها همه می ماند، از مشهد هم تابلوهای زیبایی به من داده اند. چرا نباید شهرهای دیگر این کار را انجام بدهند، منظور آن تشکری است که ما انجام می دهیم.

بعضی ها برای رهایی، ارزش قائل نیستند. یک نفر رفت پیش حاجی، گفت صد تومن قرض بده. گفت گرویی چه می دهی؟ گفت اگر گرویی داشتم، از تو صد تومن قرض نمی گرفتم. گفت باید گرویی بدهی. گفت باشه یک شاخ سبیلم را به تو می دهم. حاجی گفت باشه.  با هزار داستان یک تار سبیلش را با ترس و لرز کند و داخل دستمال ابریشم گذاشت و به حاجی داد. حاجی گرفت و گفت بیا این صد تومن. رندی هم آنجا بود و گفت من هم همینکار را می کنم و صد تومن می خورم. گفت: حاجی به من صد تومن قرض بده، گفت گرویی باید بدهی، گفت من ندارم ولی یک شاخ سبیلم را می دهم، گفت باشه. یک مرتبه دست برد به سبیلهایش و یک مشت کند و گفت بیا، حاجی گفت پاشو برو . اون یکی که سبیل داد، با هزار ترس و دلهره، داخل دستمال ابریشم گذاشت و به من داد، حالا تو می خواهی همینجوری سبیلت رو گرویی بگذاری و صد تومن بگیری.
حالا رهجو هم همینطور است، روز رهایی جیبش را می گردد و یک 5 تومانی پاره پیدا می کند و داخل یک پاکت می گذارد. این هم یک نوع قدردانی است!
اعضای کنگره بهترین کمک ها را به کنگره کرده اند، من اینها را می گویم که یاد بگیرید، گله نمی کنم. ما هستیم که چک روز می کشیم، هر وقت چک کشیدیم، پول داخل حسابمان بوده است. ما جنس قسطی و قرضی نمی خریم. ما کمک های زیادی هم به جاهای مختلف می کنیم، الآن هم در حسابمان پول داریم. یک ساختمان به ارزش 6 میلیارد خریداری کردیم، تا الآن 400 میلیون هم خرج کردیم، بیشتر هم خرج می کنیم، حتی یک ساختمان دیگر هم بخواهیم، می توانیم بخریم. خوشبختانه در کنگره ، همه ی شعب کارشان را عالی انجام می دهند و من می خواهم عملکردشان خیلی بهتر شود.
وظیفه ما خیلی سنگین است، کار ما ترک دادن اعتیاد نیست، ما راه درمان را باز می کنیم. از داخل کوه داریم یک جاده باز می کنیم، هم برای کشور خودمان و هم برای مردم جهان. مسئولیت ما باز کردن راه است، درمان اصولی اعتیاد و درمان اصولی سایر بیماری ها. ما چنین باری روی دوشمان است و مطمئن هستم که با کمک یکدیگر می توانیم این بار را حمل کنیم.
الآن جامعه کنگره 60، کسی سیگار نمی کشد، همه ورزش می کنند. الآن در کنگره 60 خدمتگزاران و راهنمایان، سیگار نمی کشند. بنابراین امیدوارم که تشکر و قدردانی را همیشه به یاد داشته باشید و همیشه بیاموزید و تا حالا از همه ی شما راضی بوده ام، به قدر کافی به کنگره کمک کرده اید و کمک می کنید. راهنمایان به شاگردانشان یاد بدهند که چگونه باید از کنگره قدردانی کنند. در هفته ی مرزبان، به شاگردانتان یاد بدهید که باید از مرزبانان قدردانی کنند.
امیدوارم این موضوع را همه یاد بگیریم و شکرگزار باشیم، هم از کنگره و هم از اعضای کنگره، از پدر، مادر، فرزند، دوست، وطن و هر کسی که به ما خدمت می کند.
از اینکه به صحبت های من گوش کردید، سپاسگزارم.

نام فایل

تاریخ

لینک

فایل صوتی سخنان مهندس

97/2/5

دانلود





نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، دستورجلسات هفتگی، در کنگره60چگونه قدردانی میکنیم،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :