تبلیغات
وبلاگ لژیون مسافر نادر اسدی، - نوشتار سی دی انرژی
 
وبلاگ لژیون مسافر نادر اسدی،
پیشگیری، مهارودرمان اعتیاد به روش درمانی کنگره 60 (تدریجی) dst رایگان
درباره وبلاگ


جمعیت احیای انسانی (كنگره 60)، از سازمان‌های مردم نهاد و فعال در حوزه اعتیاد و مواد مخدر می‌باشد كه در سال 1378 بر اساس اصل پذیرفته شده كمك یك فرد رها شده از دام اعتیاد، به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد و با رویکرد «بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم»، توسط مهندس حسین دژاکام، پایه گذاری و تأسیس شده است. این سازمان مردمی از بالاترین مرجع سازمان‌های مردم نهاد، یعنی وزارت کشور، درزمینهٔ كاهش آسیب‌های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد در سطح ملی، دارای پروانه تأسیس و فعالیت می‌باشد.

مدیر وبلاگ : مهدی قلم فرسا
شنبه 12 اسفند 1396 :: نویسنده : مهدی قلم فرسا
به نام قدرت مطلق الله

آپلود عکس

هر موجودی برای رشد و بقاء خودش نیاز به انرژی دارد ؛حتی کره ی زمین نیز انرژی خود را از خورشید می گیرد زیرا اگر خورشید نبود زمین سرد می شد و هیچ چیز حیات نداشت.

حس اولین نیرویی بود که قوه عقل را به کار می انداخت.در حقیقت حس قوه های؛عشق،کینه،تنفر و حسادت را نیز به کار می اندازد .

هر موجودی برای رشد و بقاء خودش نیاز به انرژی دارد ؛حتی کره ی زمین نیز انرژی خود را از خورشید می گیرد زیرا اگر خورشید نبود زمین سرد می شد و هیچ چیز حیات نداشت.
حتی جارو برقی ویا ماشن هم با انرژی کار می کنند.هر موجودی در سیستم برای حرکت نیاز به انرژی دارد.
و اولین قدم برای دریافت انرژی پیدا کردن انرژی است.مثلا غذا یک نوع انرژی است که برای  دریافت  نیاز به پیدا کردنش داریم. حالا انرژی را با چی پیدا کنیم؟
با گیرنده های حسی باید انرژی را پیدا کرد،پس درختان نیز چون نیاز به انرژی نور دارند باید آنرا به وسیله حس پیدا کنند،حتی ریشه آنها هم برای جذب آب دارای حس میباشندرطوبت را حس میکنند و به سمت آن میروند.
حیوانات هم همین گونه اند بسته به نوع حیوان نوع حس هایش متفاوت است. مثلا تعداد حس های یک کرم که زیر زمین زندگی می کند با حس های حیوان دیگر که روی زمین زندگی می کند برای کسب انرژی متفاوت است.
حواس برای کسب انرژی مهمترین قسمت گیاه،حیوان و انسان هستند.
 
معده یک کارخانه است و غذا را هضم میکند. اگر ما غذا ی خراب بخوریم معده آنرا قبول نمی کند  و ما برگردان میکنیم.
پس برای تشخیص دادن نیز انسان باید حس داشته باشد تا خراب یا سالم بودن غذا را بفهمد .تند و تلخ بودن غذا را با حس تشخیص میدهیم  واز خوردن آن اجتناب می کنیم٬که‌ خوردن آن ها برای بدن مضر است.

ما هم در این دنیا نیاز به حس داریم و هم در دنیای دیگر چون در دنیاهای دیگر نیز انرژی وجود دارد.
قبلا هم گفتیم ۳عنصر هستی را به هم متصل میکند؛حس، نور و صوت.در قرآن هم به این ۳عنصر اشاره شده.
تمامی حس ها یک مرکز دارند مانند حوزی است که رود های دیگر به آن میریزند.یعنی حس شنوایی و بویایی و... همه به یک مرکز می ریزند،چون اطلاعات را باید به یک جا بدهند.
چشم و گوش وسیله هستند تصاویر و اصوات را میگیرند سپس به مرکز انتقال میدهند اینست که وقتی با موبایل صحبت میکنی خود موبایل نمی فهمد شما هرچه می گویید فقط اطلاعات را منتقل میکند.
چیزی که باعث میشود ما افراد را ببینیم نور می باشد.چشم موقعی می تواند ببیند که نور وجود داشته باشد.
خداوند بزرگ گوش را هم آفرید برای وقتی که از چشم نمیشود استفاده کرد. مثلا وقتی جلوی چشم دیوار بزرگی باشد چشم دیگر نمی تواند ببیند انسان فقط با گوش می شنود.
برای زنده بودن و بقاءشخص نیاز به پیدا کردن ودریافت انرژی دارد، که مسئله بسیار مهم صوت یاصدا مطرح میشود.خیلی از جانوران توسط صوت ویا نور ادامه زندگی می دهند.
وقتی حس را دریافت می کنیم نسبت به پیرامون خود عکس العمل نشان می دهیم.که به چه جایی برویم،غذا خراب هست یا نه.
حواس اطلاعات را به مرکز منتقل می کنند، تصمیم گیری به عهد مرکز می باشد که از تجربه و دانش خودش چگونه استفاده کند.
آدم ها مطالب را حس می کنند،ولی وقتی مطالب بررسی می شود نتیجه متفاوت گرفته میشود.همه یک انسان را می بینیم اما هر کدام از ما دیدگاه و تفکرات دیگری نسبت به آن انسان داریم.
بعضی از انسان ها دارای مرکز خوب هستند حسشان خوب است ،بعضی ها بد هستند حسشان بد است وگروه دیگری وجود دارد که حس آنها خنثی می باشد.انسان هایی که حسشان خوب هست انسان های آرامی هستند. حرفی زده میشود که باعث دعوا میشود،در حالی که همان حرف جای دیگری زده میشود و دعوا هم رخ نمی دهد.به خاطر حسی است ک پشت حرف ها می باشد.البته شاید هم خودمان متوجه آن حس نباشیم.
وقتی حس بد باشد حرفمان را که در قالب زیبا هم بزنیم باز هم،بازخورد بدی دارد ،اول باعث رنجش خود فرد میشود به قول معروف وقتی می خواهی کسی را بکشی اول باید خودت را کشته باشی ، اول حس خودش خراب میشود و بعد دیگری. 
برای خوب شدن حس٬  باید دانایی و آگاهی داشته باشی منظور سواد نیست منظور تفکر ، تجربه و آموزش است.وگرنه چیزی که می خوانیم و حفظ می کنیم و نمی توانیم آنرا کاربردی کنیم دانایی محسوب نمی شود.
حس خوب مانند خانه یا ماشین است.برای ماشین خوبی که می خواهیم بخریم خرج دارد ،گران است ،داشتن حس خوب نیز بهاءش گران است.باحفظ کردن حس خوب نمی شود باید به مرحله عملی کردن رسید سپس تمامی هستی را دوست می داری و از هستی لذت می بری.
وباز برای داشتن حس و دانایی باید خمر انسان کار کند ، اگر همه چیز خوب باشد ولی خمر انسان کار نکند حس به مرحله خنثی کشیده می شود.همه چیز به هم مربوط است دانش باید کار کند تا شبه افیونی کار کند.
برای رسیدن اول باید بدانیم الان که فهمیدیم باید آنرا اجرا کنیم. 
اولین کار این است که ما باید قبول داشته باشیم وقتی که حسمان خراب است گردن شخص دیگری نیندازیم.البته گاهی هم شما حس خوبی داری ولی حس دیگری خراب است ، اون لحظه باید مثل یک فنر قابل انعطاف بود و پیچش داشته باشی که تحمل کنی.
یه موقعی هست که همه ی مشکلاتمان از حس بد خودمان است.از همان اول صبح که بیدار می شویم با همه وهمه چیز دعوا داریم حتی سر ساعت هم غر میزنیم و همین طور تا شب مشکلات را با خودمون حمل میکنیم و دائم بد می آوریم.مشکل گاهی اوقات  در کم خوابی است. شخص دیر وقت به خواب میره و صبح هم زود میخواد بلند شه بره سر کار از خواب سیر نشده که میخواد بره  کار.
لازمه اینکه روز شادی داشته باشی وحس خوب ٬ خواب کافی می باشد .
همه این چیز ها که گفتیم باز هم روی خواست تقدیر  و فرمان الهی بر می گردد.
به امیدآنکه همیشه حس وحال خوبی داشته باشید.





نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، سی دی انرژی،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :