تبلیغات
وبلاگ لژیون مسافر نادر اسدی، - کارگاه آموزشی جهانبینی
 
وبلاگ لژیون مسافر نادر اسدی،
پیشگیری، مهارودرمان اعتیاد به روش درمانی کنگره 60 (تدریجی) dst رایگان
درباره وبلاگ


جمعیت احیای انسانی (كنگره 60)، از سازمان‌های مردم نهاد و فعال در حوزه اعتیاد و مواد مخدر می‌باشد كه در سال 1378 بر اساس اصل پذیرفته شده كمك یك فرد رها شده از دام اعتیاد، به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد و با رویکرد «بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم»، توسط مهندس حسین دژاکام، پایه گذاری و تأسیس شده است. این سازمان مردمی از بالاترین مرجع سازمان‌های مردم نهاد، یعنی وزارت کشور، درزمینهٔ كاهش آسیب‌های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد در سطح ملی، دارای پروانه تأسیس و فعالیت می‌باشد.

مدیر وبلاگ : مهدی قلم فرسا
جمعه 8 دی 1396 :: نویسنده : مهدی قلم فرسا

دومین جلسه از دوره شصت و یکم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه جهان بینی در ورزش، در روز چهارشنبه 96/10/6 با استادی و نگهبانی مهندس و دبیری خانم فهیمه ساعت 09:50 آغاز به کار نمود.

نه تنها برای درمان اعتیاد، به ترمیم جسم و روان و جهان بینی نیاز داریم، بلکه

 برای سایر بیماری ها هم به ترمیم این سه مولفه نیاز داریم.



قبل از اینکه وارد بحث بشوم، مسئله کمیته انضباطی که بعنوان جبران خسارت مطرح می شود، به هیچ عنوان قابل بخشش نیست، این هم به صورت یوم الاداء است. اگر سالهای سال هم بگذرد، تا پول را پرداخت نکند، رهایش نمی کنند. این پول بعنوان دوا است، درست است که جبران خسارت است و برای خسارتی است که شخص به کنگره وارد کرده است( هر نفر در سال نزدیک 20میلیون تومان هزینه می شود) ما در کنگره 60، اجازه رشد را به حشرات نمی دهیم.
این موضوع چند ویژگی دارد. یکی اینکه کنگره 60، دیگر جایی برای کسانی که دوست دارند در کنگره رفیق بازی کنند و به کنگره و لژیون بعنوان سرگرمی نگاه می کنند، نیست.
پس کسی را پیش من نفرستید، من حاضر هستم از جیب خودم، پول این خسارت را بدهم، ولی این جریمه را نمی بخشم و این پول، دوایی است که شخص باید بخورد. کسانی که این پول را پرداخت می کنند، سریع به درمان می رسند.
مسئله بعد؛ ما از راهنماها بعد از چهارسال، تجلیل و قدردانی می کنیم، از آنها خداحافظی نمی کنیم. پس راهنمایانی که در بعضی شعب از آنها تجلیل می شود و لژیونشان را تحویل می دهند، در هر جلسه و هر مکانی می توانند بروند و هر خدمتی را می توانند بگیرند. اینطور نیست که اگر یک نفر را تودیع کردیم، دیگر هیچ خدمتی نتواند انجام بدهد. اصلاً چنین چیزی نداریم، اینها کسانی هستند که به کنگره خدمت کرده اند. ما باید بیشترین عزت و احترام را به این افراد بگذاریم، استاد می توانند بشوند و حتی طبق جدول برنامه ریزی، تولد می توانند بگیرند. چه آقایان، چه مسافران، چه همسفران فرقی نمی کند. اسم این مراسم تودیع نیست، قدردانی است. باید به همه ی این افراد احترام بگذاریم و با محبت رفتار کنیم. خودشان هم باید رفتاری داشته باشند، که برازنده خودشان باشد.
مثلاً دیده بانان همینطور هستند، آقای سهیلی و خان دیگر دیده بان نیستند، ولی می توانند در جلسات از شال دیده بانی استفاده کنند. فقط در جلسات دیده بانی حضور ندارند و ما باید به آنها عزت و احترام لازم را بگذاریم.

و اما دستور جلسه؛
نه تنها برای درمان اعتیاد، به ترمیم جسم و روان و جهان بینی نیاز داریم، بلکه برای سایر بیماری ها هم به ترمیم این سه مولفه نیاز داریم.  دیروز در تدریس می گفتم که،بالاترین علم، علم زندگی کردن است. من فکر می کنم که علمی، بالاتر از علم زندگی کردن، نداریم. حتی خداوند پیامبران را برگزید تا به انسان ها راه و روش زندگی کردن را بیاموزند، که چطور با هم همزیستی داشته باشند؟ چطور زندگی کنند که به حق و حقوق یکدیگر تعدی نکنند؟ جوامع چطور سالم باشد؟ آنها انسان را در صراط مستقیم هدایت می کنند که همان راه درست و صلح آمیز و آرامش بخش است.
بنابراین اگر فردی بخواهد علم زندگی را یاد بگیرد، باید روی این سه محور جسم، روان، جهان بینی کار کند و ما داریم کار می کنیم. ما پزشک داریم و این افراد برای رفع بیماری وارد عمل می شوند، ولی ما پزشکی نداریم که به چیزهایی آموزش بدهد که چه کار کنیم تا مریض نشویم. بهمین دلیل ما روی آموزشهایمان، روی جسم هم کار می کنیم و می گوییم غذای ما دوای ما، دوای ما غذای ما. چگونه تغذیه کنیم که بیمار نشویم، سیستم فیزیولوژی بدن چطور کار می کند؟ در حدی می خواهیم بدانیم که مثلاً برای اینکه کم خونی پیدا نکنیم، باید آهن در خوراکیهایمان باشد. ما می خواهیم بدانیم، چه کار کنیم که پوکی استخوان نگیریم. جهان بینی هم به ما روش زندگی کردن را می آموزد. مثلاً می خواهد بیاموزد که آیا پس از مرگ زندگی هست یا نیست؟ ما نمی خواهیم وارد بهشت شویم، می خواهیم تکلیفمان روشن شود که آیا هست یا نیست؟ چون به این نتیجه رسیده ایم، انسانی که خداوند را قبول دارد، دستش به یک جایی بند است، ولی وقتی خداوند را قبول ندارد، ایجاد خلاء می کند.
همین زلزلۀ اخیر، باعث شد خیلی ها به خیابان ها بریزند. اگر کسی ایمان به خداوند داشته باشد، قوت قلب می گیرد و اگر ایمان نداشته باشد، دچار بهم ریختگی و مشکلات عدیده مثل زلزله، ناراحتی، خودکشی می گردد.
روی همین اصل، گفتیم برای جسم، روی قسمت ورزش هم حرکت کردیم. جسمی و یا شهری که تحت عنوان بلد، تحت اختیار ما می باشد، باید بدانیم که چطور با آن باید رفتار کنیم؟این سیستمی است که وقتی از آن کار بکشید، محکم تر و قوی تر می شود. لاستیک ماشین هرچه بیشتر استفاده شود، سائیده تر می شود. ولی انسان هرچه بیشتر راه برود، قلبش قوی تر می شود، ماهیچه هایش قوی تر می شود، فشارخونش بالا نمی رود و هزاران خاصیت دیگر.
بنابراین ماشین جسم و بدن انسان، برعکس ماشین های صنعتی، هرچه بیشتر کار می کند، قوی تر می شود. ما فهمیدیم که باید ورزش کنیم، اگر ورزش کنیم، از جسم سالمی برخوردار هستیم.

ز نیرو بود مرد را راستی، ز سستی کژی زاید و کاستی

خانم ها باید روزی 5000قدم راه بروند و آقایان 8000قدم. الآن همه راحت سوار آسانسور می شوند و وارد پارکینگ می شوند و بعد سوار ماشین می شوند. جدیداً درب های پارکینگ هم بصورت کنترلی شده اند و شخص راحت با فشاردادن یک دکمه درب را باز می کند و هیچ حرکتی نمی کند. اصلاً دیگر راه نمی روند، سبزی هم که می خواهند بخرند، به سبزی فروش زنگ می زنند و تحویل می گیرند. فقط مانده، یک آژانسی برای ظرف شویی باز شود که ظرف ها داخل کارتن ریخته شود و زنگ بزنند برای بردن ظرف ها بیایند.
برای همین ما در کنگره 60، ورزش می کنیم. قسمت ورزش همسفران خانمها هم ، از زمانی که کماندار مسئولیت آن را پذیرفته است، رشد خوبی داشته است، قسمت های جدیدی مثل پینگ پنگ و بسکتبال هم به آن اضافه خواهد شد، قسمت ایروبیک هم که هر جمعه به صورت منظم مشغول فعالیت هستند. از تمام شهرستانها، برای مسابقات والیبال می آیند و این باعث افتخار است.
چیزی که در ورزش باید رعایت کنیم، یک مثلث است. ورزش مناسب، ساعت مناسب، مکان مناسب.
ورزش باید مناسب با جسم و فیزیولوژی باشد.  یکی از بچه ها 56 سالش بود، هوس کرد که بدود، بعد از یک هفته دویدن، پاهایش همه ورم کرد. بنابراین باید این ورزش مناسب سن و سال باشد.
جوال سیاه را هرچه بشورید، سفید نمی شود. موی بز سیاه را هرچه بشوئید، سفید نمی شود. بنابراین انسانی که 60 سالش است، نمی تواند بگوید من ورزش می کنم که 30 ساله شوم! ورزش باید مناسب باشد.
مثلاً یک نفر 70 ساله، می خواهد جودو کار کند، این اصلاً امکان پذیر نیست. باید ورزش مناسب و نرم انتخاب کند.
مسئله بعد، زمان و ساعت مناسب  برای ورزش کردن است. ظهر بعد از غذا با شکم پُر، نمی شود ورزش کرد. یا ساعت 4 صبح یا شب پیاده روی کردن مثل سم می ماند. مخصوصاً جایی که درخت زیاد است، چون درختان در تاریکی و شب، در حال پس دادن گازکربنیک هستند.
مسئله بعد، مکان مناسب است. وقتی شما می خواهید شنا کنید، باید در مکان مناسب خودش باشید.
مسئله مهمی که در کنگره 60 برای ما از همه چیز مهمتر است، نظم و انضباط است. ما همه در مقابل داوران و مسئولین ورزش، تسلیم هستیم. چون هدف نهایی و غائی ما، برد و باخت در آن مسئله نیست. ما بدنبال مقام اول نیستیم. هدف برنده شدن و قهرمانی برای ما، در رتبه سوم یا دوم قرار دارد. ما اصلاً باخت در کارمان نیست، برای همین می گوییم که یا می بریم، یا می آموزیم. یک لژیون 14نفره، یک تیم داده است، رونالدو را که برای مسابقات نیاورده است! یکسری افراد که قبلاً مصرف کننده مواد بوده اند، الآن برای فوتبال آمده اند و این بالاترین هنر است. همینکه افراد ساعت 6 صبح، به پارک می آیند و صبحانه می خورند، همین قضیه بزرگترین برنده بودن است. یک مصرف کننده اصلاً با اعضای خانواده اش به پارک نمی رفت، ولی الآن با اعضای خانواده اش به پارک می آید و این بالاترین ارزش را دارد.
به گونه ای رفتار کنید که تیم تان حذف نشود، به اعضای تیم آموزش بدهید که اگر یک نفر در تیم بی نظمی کند، کل تیم از بازی ها اخراج می شود. ما نزدیک به 80 تیم فوتبال داریم، آخر مگر می شود، یک انجیو 80 تیم فوتبال داشته باشد؟ آیا در دانشگاه ها می توانید بیش از یک یا دو تیم فوتبال پیدا کنید؟
کسی باورش می شود که یک انجیو، 70 تیم والیبال و 80 تیم فوتبال دارد؟ تیم راگبی چطور؟ البته امسال در راگبی، مقام قهرمانی را کسب نکردیم، انشاء الله سال دیگر کسب خواهیم کرد. آن چیزی با ارزش است، این است که همه جا به نیکی از اعضای کنگره 60 یاد می کنند، اعضای کنگره  خیلی خوش رفتار هستند، با ادب هستند و اصلاً بعد از باخت، ناراحت نمی شوند.
پس ورزش یکی از مسائل اصلی و اساسی ماست و ورزش خط و خطوط ما را نشان می دهد، خداوند هم ما را در این جهت هدایت می کند. ممکن است بعضی چیزها را شما اعتقاد نداشته باشید، ولی من خیلی اعتقاد دارم.
ما اینهمه مکان را برای کنگره 60 گشتیم، یک ساختمان در امیراتابک را می خواستیم بگیریم، نشد. اما درست یک جایی کنار استادیوم امجدیه برای ما فراهم شد. اگر همه ی ما عقل هایمان را کنار هم می گذاشتیم، هیچکدام به فکرمان نمی رسید که بهترین جا برای ما همینجاست. از کنگره که بیرون می آئیم، روبرویمان استخر آقایان و خانم ها است. آنطرف تر سالن کشتی و زمین چمن است، تمام فدراسیون ها در آنجا هستند، ما هم در قلب اینها قرار گرفته ایم. چطور خداوند ما را به این قسمت هدایت کرد؟ در تیراندازی با کمان بهترین مربی را داریم. ایشان چندین سال مربی تیم ملی بوده اند. امیدوارم در آینده برای سایر ورزشهایمان بتوانیم، مربیان خوبی از بیرون بگیریم.
جالب برای من این بود که پلاک ساختمانی که ما گرفتیم 20 بود، درست بیستمین سال بنیان کنگره 60 و 500متر زمین الحمدلله در اختیارمان است و می توانیم همه کارهایمان را به بهترین نحو پیش ببریم. این ها تصادفی نیست، گاهی اوقات باید به نشانه ها نگاه کنیم. گاهی اوقات می شویم مثل قوم بنی اسرائیل، دائماً حضرت موسی معجزه می کرد، می گفتند یکی دیگر انجام بده ، دوباره یکی دیگر انجام بده. نشانه از این بالاتر و بزرگتر؟ نشانه های ما هم برای قسمت ورزش ، خودش را نشان می دهد و افراد کنگره 60 باید هم از نظر جهان بینی، هم صداقت، هم پاکی مرتب باشند و هم از نظر ورزش و قدرت بدنی. بخاطر همین من سیگار را سخت گیری کردم. انشاء الله روز دوشنبه تصمیم گیری جدی در خصوص سیگار توسط شورای دیده بانان گرفته خواهد شد.
امیدوارم ورزش را جدی بگیرید و در مسابقات هم برنده شدن را جدی بگیرید، ولی در اولویت اول نباشد. در کنگره 60، بی نظمی، قلدری ، گردن کلفتی ، تک روی و خودخواهی اصلاً مفهومی ندارد، فوری انسان زمین می خورد و انسان را کنار می گذارند. امیدوارم در هفته راجع به ورزش صحبت و مشارکت کنید.

مسئله دیگر؛
در جبهه، موقعی که یک نفر در خط مقدم می جنگد، به ازای هر نفر، 7 نفر پشتیبانی می کنند. یک نفر که به درمان می رسد، صد نفر آن را کمک می کنند.
من به پزشکان می گویم که درکنگره ، یک نفر در چاه است، کنگره ای ها، هر نفر یک طناب می اندازند و به کمک یکدیگر این فرد را از چاه بیرون می آورند، ولی پزشکان اینطور نیست، گویی صد نفر در چاه هستند، یک نفری می خواهند همه را بیرون بکشند.
یکی از قسمت هایی که خیلی برای کنگره زحمت کشید و یکی از ستون های کنگره بود، قسمت امور مالی بود. من به یاد دارم، اوایل کنگره، ما خزانه ها را به زور از نگهبانان می گرفتیم. طبیعی بود، کنگره تازه راه افتاده بود، هنوز آموزش و امکاناتی نبود. آقای مجید سلامی را بعنوان مسئول مالی انتخاب کردیم، گفتیم آقا مجید مواظب باش کتک نخوری، چون پول گرفتن از اینها سخت است. ولی گفت من پیه همه چیز را به تنم مالیده ام و رفت و الحق هم خیلی ها با ایشان دشمن می شدند، ولی رفته رفته این مشکل هم برطرف شد.
بعد از آنکه که چند سالی گذشت و خیلی خوب بود، نیاز داشتیم کنگره 60 یک سیستم مالی قوی و اتوماتیک و بر مبنای معیارهای استاندارد داشته باشد، آنجا دیگر فریدون وارد میدان شد و ساختار مالی کنگره 60 را به دست گرفت و پایه ریزی کرد و امروز این بخش مالی به کمک آقای سلامی و فریدون به این مرحله بسیار قوی رسیده است.
البته فریدون یک خصوصیت دیگر هم دارد که خودش می گوید، فریدون وقتی وارد کنگره شد، دیپلم داشت، بعد لیسانس و فوق لیسانس را هم گرفت. الآن هم 14، 15 نفر مرتب در امور مالی کار می کنند، هر 2تومن یا 5 تومن که شما کارت می کشید، باید یک سند بخورد و این عدد خیلی زیاد است. حساب و کتاب تمام شعب، تا ریال آخر، مشخص و روشن است.
در ادامه از اعضای گروه مالی تشکر و قدردانی صورت گرفت.

نام فایل

تاریخ

لینک

فایل صوتی سخنان مهندس

96/10/06

دانلود





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :