تبلیغات
وبلاگ لژیون مسافر نادر اسدی، - کارگاه آموزش جهانبینی(وادی چهارم)
 
وبلاگ لژیون مسافر نادر اسدی،
پیشگیری، مهارودرمان اعتیاد به روش درمانی کنگره 60 (تدریجی) dst رایگان
درباره وبلاگ


جمعیت احیای انسانی (كنگره 60)، از سازمان‌های مردم نهاد و فعال در حوزه اعتیاد و مواد مخدر می‌باشد كه در سال 1378 بر اساس اصل پذیرفته شده كمك یك فرد رها شده از دام اعتیاد، به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد و با رویکرد «بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم»، توسط مهندس حسین دژاکام، پایه گذاری و تأسیس شده است. این سازمان مردمی از بالاترین مرجع سازمان‌های مردم نهاد، یعنی وزارت کشور، درزمینهٔ كاهش آسیب‌های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد در سطح ملی، دارای پروانه تأسیس و فعالیت می‌باشد.

مدیر وبلاگ : مهدی قلم فرسا

اولین جلسه از دوره شصت و یکم سری کارگاه‌های آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه «وادی چهارم؛ در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن» در روز چهارشنبه مورخ 96/9/29 به استادی و نگهبانی مهندس و دبیری همسفر فهیمه رأس ساعت 9:45 آغاز به کار نمود.

ما روزی به پختگی لازم می‌رسیم که مسئولیت‌هایمان را بپذیریم؛ چه به‌عنوان پدر، 

چه به‌عنوان همسر و چه به‌عنوان هر فردی...



سخنان مهندس:

سلام دوستان حسین هستم مسافر

امیدوارم حالتان خوب باشد، حال من هم بسیار خوب است؛ برخلاف اینکه حال هوا خیلی خراب است، آلودگی در تهران بسیار شدید است، طوری که مدارس و ادارات را تعطیل کرده‌اند. ان‌شاءالله که خداوند فرجی کند، بادی و بارانی بیاید و از این آلودگی نجات پیدا کنیم.

در مورد دستور جلسه امروز کمی صحبت می‌کنم؛ «در مسائل حیاتی، مسئولیت دادن به خداوند، یعنی سلب مسئولیت از خویش است». مسائل حیاتی یعنی مسائل زندگی و روزمره.

سؤال یعنی پرسش؛ کسی که مسئول است، یعنی کسی که مورد پرسش واقع می‌شود. کلمه مسئول بر وزن مفعول است و کسی است که مورد پرسش و سؤال و جواب واقع می‌شود؛ پس وقتی کسی مسئولیت دارد، باید جوابگو باشد. این نیست که من مسئولیت یک سیستمی را به عهده دارم، ولی اصلاً جوابگو نیستم؛ کلمه مسئول یعنی «مورد پرسش واقع‌شدن». شخص به‌عنوان مسئول، یک کار و وظیفه‌ای را بر عهده می‌گیرد و باید در مقابل آن مسئله جوابگو باشد؛ ولی انسان‌ها دوست دارند همیشه این مسئولیت را به عهده یک نفر دیگر بیندازند و این برای انسان‌ها یک‌راه گریزگاه است.

من صبح داشتم رهایی‌ها را می‌دادم، به‌جای اینکه بگذارم تاریخ بیست و نهم، برای بچه‌های OT نوشتم بیست و پنجم؛ آن‌ها به من گفتند: آقای مهندس تاریخ را زده‌اید بیست و پنجم؛ گفتم: تقصیر من نیست، تقصیر خودکار است و این خودکار بعضی‌اوقات از من فرمان نمی‌برد! چون دستور جلسه امروز این بود، من به طنز مطرح کردم. آدم می‌خواهد که هیچ‌چیز را خودش نپذیرد و به دیگران بدهد؛ حتی کار و زندگی و برای اینکه مورد پرسش واقع نشود، می‌خواهد طفره برود و یک گریزگاهی را پیدا کند.

کسانی که مشکلاتی دارند، خیلی علاقه‌مندند که مسئولیت را به گردن دیگری بیندازند؛ مثلاً می‌گویند چون در کشور بی‌عدالتی است، من رشوه می‌گیرم؛ چون شما به من فلان پول را ندادید، من هم فلان کار را انجام ندادم! همیشه دوست داریم بر عهده‌ی دیگری بیندازیم، در تمام سطوح.

وقتی یک مریض پیش روان‌پزشک می‌رود، وقتی پزشک او را روانکاوی می‌کند و مورد پرسش قرار می‌دهد، می‌گوید که چون در کودکی شما مشکلی پیش آمد و فلانی با تو بلند صحبت کرد، به‌هم‌ریختگی روانی تو مربوط به آن است! و آنجا مریض خیلی خوشحال می‌شود؛ درصورتی‌که اینجا مسئله‌ای حل نمی‌شود. به قول یکی از بچه‌ها یک هندوانه دست آدم است، دستش خسته می‌شود، گفته می‌شود که بده به آن دستت، نیم ساعت بعد دوباره خسته می‌شود، می‌گویند بده به آن دستت؛ یعنی این مشکل جابه‌جا می‌شود.

یکی از کارهایی که خیلی عمده است و ما انسان‌ها با زیرکی تمام انجام می‌دهیم، مسئولیت را به گردن خدا می‌اندازیم. بعضی جمله‌ها در کتاب خدا خیلی واضح و آشکار است. می‌گوید: «اگر ذره‌ای، مثقالی عمل شر یا عمل خوب انجام بدهی، پاسخگو هستی»؛ پس تکلیف معلوم است. اگر در اینجا شما می‌خواهید راه دررویی پیدا کنید و عمل شرّی که انجام داده‌اید، بخشیده شود، از این خبرها نیست!

به اعتقاد من، توبه یعنی «برگشت»؛ یعنی شما باید برگردید، توبه به معنی بخشش نیست. دیگر از حضرت آدم که بالاتر نداشتیم؛ وقتی مرتکب خطا شد، خداوند تنبیهی قرار داد. آن‌ها گفتند ما پشیمانیم و خداوند گفت: بسیار خوب، ازاین‌جهت می‌بخشم، ولی باید هبوط کنید و به زمین برگردید و جوابش را بدهید؛ بروید تا ببینم چه می‌کنید.

اگر مرتکب خطایی، خلافی و جرمی می‌شویم، اگر توبه کنیم، یعنی باید برگردیم. اگر به ته چاه و ته دره رفتید، باید برگردید و بالا بیایید. رفتی مشروب خوردی، الکلی شدی، حالا می‌خواهی برگردی و نخوری، نمی‌شود! چون ارتعاش، لرزش، تشنج و هزار بیماری دیگر می‌گیری؛ باید ازآنجا برگردی. اعتیاد پیدا کردی، توبه می‌کنی؛ یعنی باید برگردی. این برگشت زمان می‌برد؛ یعنی باید مسئله را حل کنی. گاهی اوقات ما در این مرحله می‌گوییم: خدایا ما واگذار کرده‌ایم به تو! خداوند به ما به‌عنوان یک انسان، اختیار و مسئولیت داده است تا عمل کنیم؛ مشکل اعتیاد مرا خدا نباید حل کند.

ما منتظریم که معجزه‌ای رخ بدهد و بر همین اساس می‌گوییم که خدایا خودت حل کن! اگر شما گرفتار اعتیاد شده‌اید، هر شب تا صبح بنشینید و گریه و زاری کنید، آیا مگر اعتیاد خوب می‌شود؟!

اگر خداوند بخواهد مورد رحمت و مرحمت قرار بدهد، راه را به شما نشان می‌دهد، راهی که شما می‌توانید بازگشت کنید. وقتی‌که ما به صراط مستقیم برمی‌گردیم، انگار همه می‌خواهیم که مورد کمک واقع شویم؛ این‌طوری نیست!

ما باید بدانیم که مسئولیت را خودمان بپذیریم. به خداوند توکل می‌کنیم؛ راضی به رضای خداوند هستیم؛ در مقابل اراده خداوند تسلیم هستیم؛ ولی مسئولیت بر عهده‌ی خودمان است و ما باید حل کنیم. من اگر فرزند دارم، باید نان او را دربیاورم؛ اگر خانواده دارم، باید آن‌ها را من حفظ کنم؛ اگر مسئولیتی بر عهده‌ی من گذاشته‌اند، من باید آن را حل کنم؛ نمی‌توانم به خداوند واگذار کنم.

در گروه‌های دیگر، مسائل را به خداوند واگذار می‌کردند، من در مقابل این دیدگاه ایستادم که در مسائل حیاتی ما به خداوند توکل می‌کنیم، راضی به رضای او هستیم، فرمان‌ها را اجرا می‌کنیم؛ ولی من باید مسئله اعتیاد را حل کنم؛ من باید کارکنم و نان زن و بچه را بدهم؛ من نمی‌توانم بگویم که چون دارم ترک اعتیاد می‌کنم، پس خانواده‌ام به امید خدا؛ خدایا من به این باور رسیدم که تو مشکلات اخلاقی مرا حل کنی! خداوند مشکلات اخلاقی مرا برطرف نمی‌کند؛ من خودم باید این مشکلات را برطرف کنم.

خوب توجه کنید: خداوند یک موجود به نام شیطان را سر راه ما گذاشته است؛ او نافرمانی کرد و خداوند او را از درگاه خود راند و شیطان به خداوند گفت: به من مهلت بده تا روز موعود من انسان‌ها را منحرف کنم و خداوند گفت: برو از مهلت داده شدگانی. شیطان گفت: من از جلو، پشت، بالا، پایین، از چپ و از راست به انسان یورش می‌برم تا او را از مسیر خارج کنم؛ و دارد این کار را می‌کند. پس خداوند موافقت کرد که شیطان اگر خواست برای آزمایش ما را از راه به در کند و او قشنگ انسان را منحرف می‌کند.

ما باید مسئولیت را به گردن خود بگیریم و تمام کار و وظایف زندگی را خودمان انجام بدهیم و منتظر هیچ معجزه‌ای نباشیم. معجزه در طول زمان رخ می‌دهد. اگر می‌خواهیم به‌سلامتی برسیم، در طول زمان به‌سلامتی می‌رسیم؛ اگر بخواهیم مشکلی را حل کنیم، در طول زمان مشکل را حل می‌کنیم. مشکل را باید حل کنیم و بر عهده‌ی خداوند نگذاریم؛ این داستانی است که ادامه دارد.

در کنگره 60 ما آموزش می‌گیریم که از خداوند درست استفاده کنیم. یک سری مسئولیت‌ها را خداوند پذیرفته و یک سری مسئولیت‌ها را به ما واگذار کرده است. خداوند گفت: برای شما مکان خوبی را فراهم کردم؛ شب را پدیدار کردم که استراحت کنید، برای شما انواع و اقسام غذاها را پدید آوردم؛ باران فراهم کردم؛ همه‌چیز فراهم کردم تا شما کارهایتان را انجام بدهید.

ما روزی به پختگی لازم می‌رسیم که مسئولیت‌هایمان را بپذیریم؛ چه به‌عنوان پدر، چه به‌عنوان همسر و چه به‌عنوان هر فردی. من در گروه‌های دیگر دیده‌ام افرادی که بار مسئولیت را به گردن خداوند انداخته‌اند، دنبال گریزگاهی می‌گشتند و هنوز هم دچار مشکلات و معضلات بسیار فراوانی هستند.

چند نکته مهم:

-مدت رهایی حداقل ده ماه است؛ این ده ماه از روز اولی که نامه OT را دریافت می‌کنند محسوب می‌شود. نامه آن‌ها حتماً باید مهر کلینیک را داشته باشد. روز رهایی آن نامه حتماً باید همراه افراد باشد. اصل مهر کلینیک را فرد باید با خودش بیاورد.

-نامه یک گرم سی روز بیشتر از 21 روز نباید باشد. شما گاهی می‌توانید یک هفته یا ده روز شاگرد را به رهایی برسانید.

-اگر در شهرستان به سر می‌برید و آمدن برایتان مشکل است، به یکی از راهنمایان دیگر وکالت بدهید تا رهایی شاگردتان را بدهد.

-در پارک طالقانی، تراکم ماشین‌ها خیلی زیاد شده است. من و اعضای خانواده‌ام مدتی است که اکثراً با آژانس به پارک می‌رویم و اصلاً ماشین نمی‌بریم. کاری کنید که ماشین کمتر به پارک بیاورید و سعی کنید از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید و اگر از اقصی نقاط تهران می‌آیید، از مترو استفاده کنید. می‌توانید ماشین‌های خودتان را در پارک آب‌وآتش یا پشت کتابخانه ملی پارک کنید.

-جلسات کنگره 60 برای ما بسیار حائز اهمیت است؛ اول جلسات گروهی است و بعد لژیون‌ها، این نیست که افراد فقط برای لژیون‌ها خودشان را برسانند. ما داریم ترتیبی اتخاذ می‌کنیم تا راهنمایانی بتوانند شاگرد جذب کنند که از ابتدای جلسه حضور داشته باشند؛ امیدوارم این کار در گروه‌های همسفر خانواده هم حتماً اجرا شود. باید برای مسافران هم همین کار را در آینده انجام بدهیم، مسافری می‌تواند مشارکت کند که اول جلسه باشد، مسافری می‌تواند اعلام رهایی کند که اول جلسه باشد، مسافری می‌تواند خدمت بگیرد که اول جلسه باشد، مسافری می‌تواند دبیر و نگهبان شود که از اول جلسه حضور داشته باشد؛ یعنی در تمام سطوح رهجو باید از اول جلسه حضور داشته باشد؛ بنابراین راهنمایان باید رهجوهایشان را هدایت کنند که به جلسه بیایند.

-در مشارکت‌ها، پیشکسوتان و راهنمایان مُقدم نیستند؛ در مشارکت‌ها، مقدم سفر اولی‌ها هستند که به این کار احتیاج دارند و اتفاقاً حرف‌های سفر اولی‌ها زیباست و انسان لذت می‌برد. در مرحله بعد به سفر دومی‌ها وقت مشارکت بدهید.

امیدوارم که به وضع پارک طالقانی رسیدگی کنید؛ سعی کنید با وسایل نقلیه عمومی پارک بروید. ببینید تهران ما چه شده است؟! شده است یک پارکینگ و یک کارخانه قیرسازی بزرگ. این هوای آلوده روزانه باعث مرگ هزاران نفرمی شود. سعی کنید ماشین کمتر بیاورید، مخصوصاً جمعه‌ها و اجازه بدهید تا هوا تمیزتر شود. از مترو استفاده کنید، پیاده‌روی کنید و دست از تنبلی بردارید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :