وبلاگ لژیون مسافر نادر اسدی،
پیشگیری، مهارودرمان اعتیاد به روش درمانی کنگره 60 (تدریجی) dst رایگان
درباره وبلاگ


جمعیت احیای انسانی (كنگره 60)، از سازمان‌های مردم نهاد و فعال در حوزه اعتیاد و مواد مخدر می‌باشد كه در سال 1378 بر اساس اصل پذیرفته شده كمك یك فرد رها شده از دام اعتیاد، به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد و با رویکرد «بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم»، توسط مهندس حسین دژاکام، پایه گذاری و تأسیس شده است. این سازمان مردمی از بالاترین مرجع سازمان‌های مردم نهاد، یعنی وزارت کشور، درزمینهٔ كاهش آسیب‌های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد در سطح ملی، دارای پروانه تأسیس و فعالیت می‌باشد.

مدیر وبلاگ : مهدی قلم فرسا

جلسه دوازدهم از دوره پنجاه و نهم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه چگونه از سایت کنگره 60 استفاده می کنم، مقاله نویسی در روز چهارشنبه مورخ 1396/05/04 به استادی و نگهبانی آقای امین دژاکام و دبیری خانم زهرا راس ساعت 11:20 آغاز به کار نمود.

 سایت کنگره در اصل پیشتاز و جلودار رساندن پیام کنگره به همه انسانها است. شما کافی است داخل اینترنت کلمه اعتیاد یا مواد را سرچ کنید، اولین سایتی که می آید، سایت کنگره است. پس ما یک رسالتی هم در قبال سایت کنگره داریم، این رسالت چیست؟ رسالت ما این است که اگر در طول مسیر کنگره اتفاق خاصی برای ما افتاده است، آن را به راحتی در اختیار همه ی انسانها در سراسر دنیا قرار بدهیم. این تجربه را می توانیم با نوشتن یک شعر یا مقاله انتقال دهیم


سلام دوستان امین هستم یک مسافر. قبل از شروع جلسه اطلاع می دهم که آقای مهندس برای همفکری و مشورت به وزارت کشور مراجعه کردند، در آنجا از صاحبنظران جهت تصمیم گیری یکسری مسائل دعوت می شود، که ایشان هم به آنجا دعوت شده اند. در یک بازه زمانی کوتاه، خیلی مسائل تغییر کرد. مثلاً قبلاً کاست ها تکثیر می شدند و بعد از حدود 8 سال دیگر اثری از کاست نیست و در آن موقع مشکلات زیادی برای تکثیر وجود داشت، ولی الآن در کمترین زمان سی دی در تعداد بالا تکثیر می شود و اینها در یک اتاق انجام می گیرد. در کنار این قضیه رشد اینترنت هم سریع بود و آقای مهندس هم روی این قضیه خیلی تاکید داشتند که بایستی کنگره 60 از نظر این پیشرفت ها و تکنولوژی ها به روز باشد، بخاطر همین روی سایت تاکید کردند و مسئولیت مستقیم این موضوع را برعهده گرفتند، بچه های دیگری هم در قسمت سایت فعال هستند و مسئول اینها شهروز است و حدود 400 ـ 500 نفر در نمایندگی های مختلف روی سایت کار می کنند و الآن آنقدر مطالب زیاد شده که می توانید کل روز را به مطالعه مطالب اختصاص داد.

خیلی ها امکان شرکت در جلسات را ندارند و یا شاید نزدیکترین نمایندگی به آنها، حدود 400کیلومتر فاصله داشته باشد، بنابراین یکی از کارهای سایت این است که پیام و مطالب و سی دی ها را خیلی کامل در اختیار این افراد قرار می دهد و افراد می توانند از دانش کنگره به راحتی استفاده کنند. یعنی من اگر در آمریکا باشم و بخواهم از مطالب و دانش اعتیاد استفاده کنم، راحت ترین و منبع این دانش، سایت کنگره است. سایت کنگره در اصل پیشتاز و جلودار رساندن پیام کنگره به همه انسانها است. شما کافی است داخل اینترنت کلمه اعتیاد یا مواد را سرچ کنید، اولین سایتی که می آید، سایت کنگره است. پس ما یک رسالتی هم در قبال سایت کنگره داریم، این رسالت چیست؟ رسالت ما این است که اگر در طول مسیر کنگره اتفاق خاصی برای ما افتاده است، آن را به راحتی در اختیار همه ی انسانها در سراسر دنیا قرار بدهیم. این تجربه را می توانیم با نوشتن یک شعر یا مقاله انتقال دهیم. 

بعضی نمایندگی ها می گفتند که در هفته حدود 20 تا 30 مقاله نوشته می شود. بعضی از نمایندگی ها ممکن است مقالات زیادی ندهند. این نشاندهنده ی فعالیت بهتر یا بدتر نیست. هدف نوشتن هم خودنمایی نیست. اگر ما تغییری در زندگیمان اتفاق افتاده است، اگر آن را به صورت مقاله در آوریم و در سایت قرار دهیم، این ممکن است در یک جایی به یک انسان دیگر کمک کند تا مسیر خودش را پیدا کند.  نوشتن مقاله، در انسان توانایی ایجاد می کند. خیلی از توانایی ها در نوشتن اتفاق می افتد. ما حرف زدن را با مشارکت کردن یاد گرفتیم. نوشتن را باید از کجا یاد بگیریم؟ یا باید دبیر شویم، یا مقاله ای بنویسیم و این باعث رشد وپیشرفت ما خواهد شد.

من به تمام اعضایی که در سایت کنگره تلاش می کنند، خداقوت می گویم. اولین کاری که آقای مهندس در مراجعه به کنگره می کنند، این است که به سایت کنگره مراجعه می کنند. در خصوص مقوله شعر، منظور ما این است که با نوشتن شعر، پیام کنگره را با تجربه خودمان ترکیب کنیم و در قالب شعر در آوریم و آن را در اختیار دیگران قرار دهیم.  بعضی ها ممکن است که چون سن و سالشان بیشتر است، به سایت دقت نکنند. این دیدگاه درست نیست، حتماً وارد سایت شوید و بگردید و شاید این ارتباط در شما بوجود بیاید.  یادم است بعضی از بچه هایی که فاصله زیادی با کنگره داشتند، مشکلات و خلاء های خودشان را با سایت کنگره پر می کردند.  تبریک می گوییم به همه ی خدمتگزاران و تمام کسانی که توان دارند، می توانند در قسمت سایت خدمت کنند و این قضیه را نیرومندتر کنند.

در خصوص یک مطلب که آقای مهندس راجع به آن صحبت کردند، ببینید هرچیزی که ما الآن در کنگره داریم، توسط جلسات بود. اولین چیزی که تاسیس شد، جلسات بود. از سال 80 ـ 81 لژیون ها تشکیل شد و بعد ادامه پیدا کرد و امروز قسمت قدرتمند کنگره هستند. اما این قضیه نباید باعث شود که ما جلسات را جدی نگیریم. نباید تصور کرد که اصل آموزش در لژیون است و راهنما به ما آموزش می دهد و جلسات مهم نیست، این تفکر اصلاً درست نیست. بخاطر اینکه جلسات و لژیون های کنگره دقیقاً لازم و ملزوم یکدیگر هستند. رهجویی که یکی از اینها را جدی نمی گیرد، از نظر رشد، متقارن رشد نمی کند.

سیستم ایکس هم خاصیت موج دارد و هم ذره. تمام هستی شامل دو ویژگی هست، یکی خاصیت ذره ای و یکی خاصیت موجی. خاصیت ذره ای، خاصیتی است که با استفاده از آن، هر موجودی موجودیت پیدا می کند. یعنی در آفرینش برای اینکه یک موجودی مثل انسان خلق شود، بایستی یک موجودیتی داشته باشد، یک موجود در هستی مثل ذره می ماند. ولی این ذره کاملاً مستقل است. هر مخلوقی اینگونه است و می تواند بعنوان یک ذره در هستی در نظر گرفت.  یک خاصیت دیگر هم وجود دارد، چون این مخلوقات به تنهایی نمی توانند زندگی کنند، این مخلوقات در ارتباط و تبادل صوت و نور با یکدیگر می توانند به حیات خودشان ادامه بدهند.

آن‌چیزی که ارتباط بین اجزاء هستی را بوجود می آورد، خاصیت موجی است. جمع این دو موضوع در کنار یکدیگر باعث می شود که هستی به تعادل و حرکت خودش ادامه دهد. هر کجا خاصیت ذره ای ضعیف شود، شخص کم کم دچار بیماری می شود، استقلال و اعتمادبه نفسش را از دست می دهد. مثل زمانی که شخص مصرف کننده مواد می شود. وقتی یک نفر مصرف کننده مواد می شود، مواد وارد سیستم شخص می شود و جایگزین موادی می شود که بدن خودش ترشح می کند. بعد از این جایگزینی، خاصیت ذره ای شخص از بین می رود. بنابراین مصرف کننده مواد، احساس می کند که شخصیت و موجودیتی ندارد و کمرنگ شده است و این احساس را همه تجربه کرده ایم.

پس خاصیت ذره ای به ما شخصیت و موجودیت می دهد و بایستی حفظ شود و محترم است. اما این خاصیت کامل نیست، چون شخصیت و موجودیت دارد، ولی این موجودیت بدون ارتباط با موجودات دیگر نمی تواند به حیات خودش ادامه بدهد. پس ویژگی که باعث می شود من بتوانم با دیگران، راهنمای خودم، فرزندم، برادرم تبادل انرژی کنم و حس کنم، خاصیت موجی من است. هر زمان که هرکدام از اینها ضعیف شود، تعادل زندگی بهم می ریزد. چه زمانی شما می گویید، من نیاز به تنهایی دارم و بگذارید تنها باشم؟ این زمانی است که خاصیت ذره ای شما تضعیف شده و شما می آیید با کم کردن خاصیت موجی، خاصیت ذره ای قوی تر کنید و بعد از تقویت خاصیت ذره ای، به وضعیت قبلی بر می گردید.

وقتی شخصی اصلاً کسی را قبول ندارد و نیاز به آموزش نمی بیند و با کسی مشورت نمی کند، خاصیت ذره ای درونش رشد می کند، ولی شاید احساس استقلال کند، در عوض احساس تنهایی و یکنواختی می کند، در اینجا می گوید: من می خوام به جمع بروم و خیلی احساس تنهایی می کنم. اینجا زمانی است که خاصیت ذره ای زیاد شده، ولی خاصیت موجی کم شده است و بنابراین بر می گردیم در جمع که آن را درست کنیم. تمام حرکت هایی که ما در زندگی انجام می دهیم، چون اساس آفرینش بر اساس این دو خاصیت بوجود آمده است، پس چاره ای نداریم که بین این دو خاصیت تعادل را برقرار کنیم.

500سال پیش تمام اروپا روی این مسیر حرکت می کرد که انسانها هیچ اراده ای از خودشان نداشتند، یکسری نجیب زادگان بودند که بر دیگران احاطه داشتند، آنها تصمیم گیری می کردند که دیگران چطور زندگی کنند و در کنار این کلیساها بودند که تعیین تکلیف می کردند. یعنی یکسری تکلیف را کشیش ها مشخص می کردند و یکسری تکلیف را نجیب زادگان. کسی که می خواست تصمیم گیری کند، تقریباً از خودش هیچ اختیاری نداشت. یعنی به عبارتی در آن زمان، خاصیت ذره ای انسانها به شدت ضعیف شده بود، یعنی استقلال شخصیت از بین رفته بود. آینده اش را اربابش و کشیشک برنامه ریزی می کردد. خاصیت ذره ای ضعیف شده بود و خاصیت موجی قوی تر. جالب اینجاست که وقتی یکی از اینها ضعیف می شود، خاصیت دیگر رشد می کند، ولی رشدش نامتقارن است. 

بنابراین امواج رشد می کنند، ولی رشد اشتباه، خرافات بسیار زیاد می شود و رشد می کند. تعادل ها بهم می ریزد. بعد رنسانس اتفاق افتاد که می گفت: ما هر حرفی را قبول نمی کنیم. می گفتند ما حرفی را قبول می کنیم که از فلان اصول پیروی کند، اگر پیروی کرد، ما قبول می کنیم. این اتفاقی که در رنسانس بوجود آمد، باعث شد امواج سرگردانی که تبدیل به خرافات شده بود، از این فیلتر عبور دهند، گفتند این امواج و خرافات را بیاورید، هرکدام که منطقی بود، می پذیریم.

در زمان قرون وسطی می گفتند: آنقدر این خرافات زیاد شده بود که بهشت را می فروختند. هرکس بر اساس توانش مقداری از بهشت را می خرید، کلیسا هم یک سند می داد. یک نفر هم می رود می گوید که من می خواهم جهنم را بخرم! عجیب بود ولی آنها هم می گویند که می فروشیم. می گوید کل جهنم را می خواهم، صد سکه پرداخت می کند و یک سند هم می گیرد. بعد به شهر می رود و به مردم می گوید که مردم، من جهنم را خریدم و خیالتان راحت باشد، هیچکس را از این ببعد به جهنم راه نمی دهم. خلاصه در کنار اینها، علوم شروع کردند به رشد کردن. زمانی که شما ناخالصی زیاد داشته باشید، از پیدا کردن چیزهای خالص و با ارزش صرفنظر می کنید. مثل همین روش DST  که اضافات این کار مثل URD ، سم زدایی و ... را کنار زد و الماس ها مشخص و نمایان شدند. در رنسانس، خاصیت موجی و اضافات تخلیه شد و خاصیت ذره ای شروع به تقویت کرد. بعد از این کار، انسانی که شخصیتش را از دست داده بود، کم کم مقام و جایگاه پیدا کرد. 

افراد در لژیون خوراک مورد نیاز از نظر موجی را از راهنما و اعضای لژیون دریافت می کنند، اما در جلسه، شخص به صورت فردی ظاهر می شود و خودش باید به تنهایی مشارکت کند، خودش باید خدمت کند، خودش باید استاد بشود و این ساختار جلسه که شروع می شود، برای این طراحی شده است که خاصیت ذره ای ما بازسازی و ساخته شود. لژیون طراحی شده است برای اینکه خاصیت موجی ما ساخته شود، ما نمی توانیم هرکدام از اینها را حذف کنیم، اگر حذف کنیم، تعادل بهم می ریزد. بنابراین باید به جلسات هم بهای لازم را بدهیم و ما بایستی کمک کنیم این قضیه به بهترین شکل انجام شود. یکی از کارهایی که ما می توانیم کمک کنیم به بهترین شکل انجام شود، نکاتی است که مطرح می شود. مشارکت بایستی به سفر اولی ها بیشتر داده شود تا شخصیت ذره ای آنها شکل بگیرد.

وقت استاد بایستی 5 دقیقه باشد، چون استاد جلسه را هدایت می کند و به افراد خط می دهد، این شخص استاد دانشگاه نیست که به همه بخواهد درس بدهد. اگر استاد بیاید 20 دقیقه صحبت کند و به همه ی قدیمی ها وقت مشارکت کند و همه هم از ضمیر ما استفاده کنند، نتیجه این می شود که انرژی جلسه پایین می آید، وقتی انرژی جلسه پایین آمد، افراد رغبت نمی کنند که در جلسه حضور داشته باشند. یک سفر اولی اگر 10بار دستش را بالا ببرد و مشارکت به او داده نشود، دلسرد می شود.  این نکات را اگر رعایت کنیم، جلسه انرژی زیادی پیدا می کند. یکسری از نکات را هم ما باید در لژیون رعایت کنیم که لژیون هم انرژی و پتانسیل خودش را داشته باشد. اگر همه ی اینها درست اتفاق بیفتد، رهجوها هم متقارن رشد می کنند. اگر رهجویی فقط در لژیون حضور داشته باشد، پیوند محبتش فقط با اعضای لژیون شکل می گیرد و رهجو به رهجوی لژیون تبدیل می شود و این چیز خوبی نیست. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :