تبلیغات
وبلاگ لژیون مسافر نادر اسدی، - کارگاه آموزشی جهانبینی
 
وبلاگ لژیون مسافر نادر اسدی،
پیشگیری، مهارودرمان اعتیاد به روش درمانی کنگره 60 (تدریجی) dst رایگان
درباره وبلاگ


جمعیت احیای انسانی (كنگره 60)، از سازمان‌های مردم نهاد و فعال در حوزه اعتیاد و مواد مخدر می‌باشد كه در سال 1378 بر اساس اصل پذیرفته شده كمك یك فرد رها شده از دام اعتیاد، به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد و با رویکرد «بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم»، توسط مهندس حسین دژاکام، پایه گذاری و تأسیس شده است. این سازمان مردمی از بالاترین مرجع سازمان‌های مردم نهاد، یعنی وزارت کشور، درزمینهٔ كاهش آسیب‌های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد در سطح ملی، دارای پروانه تأسیس و فعالیت می‌باشد.

مدیر وبلاگ : مهدی قلم فرسا
شنبه 16 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : مهدی قلم فرسا

بنام خدا

پانزدهمین جلسه از دوره پنجاه و هشتم سری کارگاه‌های آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و تصاویر آن» در روز چهارشنبه مورخ 13/02/ 96 به استادی و نگهبانی مهندس و دبیری مهدی رأس ساعت 11 آغاز به کار نمود.

در این آزمون داخلی، سه هزار نفر در 26 مرکز در سراسر کشور شرکت کرده‌اند که به‌صورت هم‌زمان فردا آزمون 

می‌دهند و این بی‌نظیر است؛ چون بیشتر این شرکت‌کنندگان، مصرف‌کننده‌ها هستند؛ یعنی سه هزار نفر اعتیاد 

را آن‌گونه که بایدوشاید آموزش و یاد می‌گیرند، یعنی یک راهنمای به‌تمام‌معنا هستند.




سلام دوستان حسین هستم یک مسافر

امیدوارم حال شما خوب باشد، حال من هم الحمدالله خوب است.

دستور جلسه امروز کتاب عبور از منطقه شصت درجه زیر صفر است. قبل از آن‌که در خصوص دستور جلسه صحبت کنم، بعضی مطالب و استانداردهایی داریم که باید رعایت بکنیم. مثلاً برای معرفی در کنگره 60 من به این صورت عمل می‌کنم و در همه سی‌دی‌ها می‌گویم: «سلام دوستان حسین هستم یک مسافر». این یعنی استاندارد برای همه است؛ همه که می‌خواهند خودشان را معرفی کنند، می‌گویند: «سلام دوستان حسین هستم مسافر»؛ «سلام دوستان نسیم هستم، همسفر»؛ «سلام دوستان جعفر هستم یک همسفر». این سلام دوستان، حتماً باید به‌کاربرده شود. نمی‌توانیم بگوییم که «به نام خدا، حسین هستم مسافر» یا «بسم‌الله الرحمن الرحیم، حسین هستم مسافر». نام خدا بسیار باارزش و مقدس است؛ ولی باید در جایگاه خود به‌کاربرده شود. شما هر سدی را که می‌خواهید افتتاح کنید یا یک کتابی را می‌خواهید بنویسید و یا یک حرکت خوبی را که می‌خواهید انجام بدهید می‌گویید: بسم‌الله الرحمن الرحیم. اگر بخواهید بروید کفشتان را تعمیر کنید، آیا می‌گویید بسم‌الله الرحمن الرحیم، کفش مرا تعمیر می‌کنید؟! و یا بگویید چقدر پول تعمیر می‌شود؟ به شما گفته شود: به نام خدا، پنجاه تومان! یا بپرسید: این برنج‌ها چند است؟ گفته شود: به نام خدا، شصت تومان!

به نام خدا و بسم‌الله الرحمن الرحیم بسیار مقدس و باارزش است، اما همه‌جا استفاده نمی‌شود. شما می‌روید در گذرنامه از شما پرسیده می‌شود: اسم شما چیست؟ بسم‌الله الرحمن الرحیم، اسمم حسین است! فامیلی‌ات چیست؟ بسم‌الله الرحمن الرحیم، دژاکام! این را باید یاد بگیریم که در جایگاه خودش استفاده کنیم. وقتی‌که می‌خواهیم خودمان را معرفی کنیم می‌گوییم: من حسین هستم یک مسافر. باید همین استاندارد را رعایت کنیم؛ این استانداردها را بزرگ‌ترها، ایجنت، مرزبان، دبیر و راهنما کاملاً استفاده کنند. دقیقاً «سلام» حتماً باید بشود و کلمه «دوستان» حتماً به‌کاربرده شود؛ «سلام دوستان» به این معناست که ما همه باهم دوست هستیم، نه خواهریم، نه برادریم و نه قوم‌وخویشیم؛ ما با همه یک ارتباط دوستانه‌ی بسیار خوبی داریم.

دو برادر بینشان دعوا شده بود، می‌روند پیش یکی از بزرگان؛ آن بزرگ به آن‌ها می‌گوید که بروید و باهم دوست باشید؛ یعنی گاهی اوقات، آن دوستی ارزشش خیلی بالاتر از خواهری و برادری است؛ چون خواهری و برادری بر مبنای پیوندهای خونی است؛ ولی دوستی بر مبنای خیلی مطالب دیگر است.

در تازه واردین هم به همین ترتیب است. تازه‌وارد می‌گوید: «سلام دوستان، حسین هستم تازه‌وارد» در ابتدا تازه واردین، وارد نیستند تا بخواهند یاد بگیرند، طول می‌کشد. ما باید روی این مطالب دقت کنیم که این کاملاً استاندارد بشود.

من دوباره باید استاندارد معرفی را بنویسم که درست باشد؛ چون یک‌چیزهایی وارد معرفی‌شده است که روز رهایی هم اینجا به کار می‌برند. می‌گوید سلام دوستان، بعد تعریف می‌کند که از دو سی‌سی شروع کردم و رفتم تا هفده سی‌سی و از هفده سی‌سی پایین آمدم! ما اصلاً چنین چیزی در معرفی نداریم.

فردا امتحان کمک راهنمایی داریم و این‌طور که شایعه شده، امتحان بسیار سخت است! ولی سختی و آسانی امتحان اصلاً مهم نیست، این را همه شما یادتان باشد. اصلاً قبول شدن شما هیچ ارتباطی با این قضیه ندارد؛ چون مهم نیست که شما چه می‌نویسید و چه نمره‌ای می‌آورید؛ مهم این است که بقیه چه نمره‌ای می‌آورند. برای همین باید در امتحان کاملاً دقت کنید و حواستان در ورقه خودتان باشد. در کنگره در موقع امتحان همه سرشان در کار خودشان است؛ ولی اگر بخواهید یک سؤال هم به دیگران برسانید، ممکن است همان باعث شود تا خودتان عقب بیفتید؛ چون همه این‌ها مثل مسابقه است. سه هزار نفر در امتحان شرکت کرده‌اند که از این تعداد، سیصد نفر ممکن است قبول شوند، حالا یک‌چیزی کمتر یا بیشتر؛ بنابراین، ما آن سیصد نفر جلو را می‌گیریم. پس ممکن است گاهی شما هجده هم بیاورید و قبول نشوید؛ گاهی اوقات ممکن است هفت یا دوازده بیاورید و قبول شوید؛ چون استاندارد روی بارم است، آن‌هایی که جلوترند، آن‌ها انتخاب می‌شوند؛ بنابراین، غصه این‌که امتحان خیلی سخت و یا آسان است، نخورید. سخت باشد برای همه است، آسان هم باشد برای همه است. اتفاقاً سخت باشد بهتر است؛ چون آن‌هایی که بهتر خوانده‌اند، بهتر می‌توانند بالا بیایند. نگران نباشد؛ سؤالات بیشتر است و زمان هم بیشتر است و باید هم همین‌طور باشد.

در این آزمون داخلی، سه هزار نفر در 26 مرکز در سراسر کشور شرکت کرده‌اند که به‌صورت هم‌زمان فردا آزمون می‌دهند و این بی‌نظیر است؛ چون بیشتر این شرکت‌کنندگان، مصرف‌کننده‌ها هستند؛ یعنی سه هزار نفر اعتیاد را آن‌گونه که بایدوشاید آموزش و یاد می‌گیرند، یعنی یک راهنمای به‌تمام‌معنا هستند. از این سه هزار نفر آن‌هایی که قبول نمی‌شوند، باز کاملاً یاد گرفته‌اند که چگونه باید یک نفر را درمان کرد و اعتیاد چیست. ممکن است سیصد نفر از این تعداد راهنما بشوند و خوشبختانه سیصد نفر هم از این تعداد راهنمای تازه واردین می‌شوند که آن‌هم وارد تقسیم‌بندی می‌شود و دیگر هرکسی اجازه ندارد به تازه واردین مشاوره بدهد.

رقم سه هزار نفر در یک آزمون، نشان‌دهنده این است که همه عاشق و علاقه‌مند خدمت کردن هستند؛ نه پستی، نه مقامی و نه حقوقی در میان است، ولی همه عاشق و علاقه‌مندند. مباحث و منابع زیادی در این آزمون وجود دارد: کتاب شصت درجه، کتاب عشق (چهارده وادی)، جهان‌بینی 1 و 2، پروتکل DST، ادموند و هلیا، راهنما و راهنمایی، حدود چهل پنجاه سی دی و ...

در مورد کتاب شصت درجه خود شما باید صحبت کنید؛ من نباید راجع به این کتاب صحبت کنم. در حال حاضر، تیراژ کتاب شصت درجه بیست هفتم یا بیست هشتم است و هر چاپ این کتاب، پنج هزار است. حداقل سالی دو یا سه بار کتاب شصت درجه چاپ می‌شود. کتاب عشق هم حداقل سالی دو یا سه بار چاپ می‌شود، بقیه کتاب‌ها هم همین‌طور. کتاب جدیدی هم دارد نوشته می‌شود به نام «چهارده مقاله» که آماده است و شاید تا تابستان جزو دروس ما بشود که به‌جای چهارمقاله این کتاب قرار بگیرد. همه مقالات کنگره 60 تحت عنوان چهارده مقاله، مقالات من است و یکی دو مقاله هم از آقای ویلیام وایت است که یک کتاب دانشگاهی و درسی است برای کسانی که می‌خواهند در هر رده‌ای روی اعتیاد کار کنند، چه نیروی انسانی، چه مددکار، پزشک و روان‌پزشک؛ که این کتاب به اعتقاد من یکی از مطالبی است که باید بیاموزند و من مطمئنم در آینده در دانشگاه‌ها جا خواهد افتاد و از آن استفاده خواهند کرد.

به اعتقاد من، کتاب شصت درجه نقطه صفر آغاز درمان اعتیاد است. کتاب شصت درجه نقطه صفر اطلاعات و آگاهی و شکافتن صورت‌مسئله اعتیاد است؛ چون اعتیاد در کل سیستم جهان، یک بیماری مجهول، مرموز، لاعلاج و ناشناخته است و به‌هیچ‌وجه درمانی برای آن ندارند؛ ولی در این کتاب هم صورت‌مسئله اعتیاد شکافته می‌شود، هم مسیر درمان و هم روش را می‌گوید. مهم نیست ما از یک مسئله‌ای انتقاد می‌کنیم، اما وقتی انتقاد می‌کنیم باید راه‌حل را هم بدهیم. اگر گفتیم این غلط است یا آن غلط است، پس باید چه‌کار بکنیم؟!

کتاب شصت درجه می‌گوید اگر این غلط است، اگر ترک سقوط آزاد و یا ترک دارویی این مشکل را دارد، چگونه می‌شود این مشکل را برطرف کرد؟ کتاب شصت درجه مسیر راه را با چهارده تصویر، چهارده قانون و چهارده قطعه موسیقی به نمایش می‌گذارد. بیست سال پیش قطعات موسیقی ما ساخته شد، اما هنوز به مرحله اجرا درنیامده است که امیدواریم موفق به این کار بشویم.

من آن زمان هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که به این نقطه برسیم، تا حدودی پیش‌بینی بعضی مسائل را می‌کردم، اما در این وضعیت نه. روزبه‌روز که می‌گذرد، فکر می‌کنم که دنیا چه قدر در مورد درمان اعتیاد هنوز به نتایج و پتانسیل لازم نرسیده است. ما هرروز شاهد مقالات و کتب بسیار زیادی در مورد اعتیاد هستیم، ولی سؤال این است که آیا مجموعه این مقالات، کتب، دروس و تحقیقات قادر بوده‌اند به ما یاری برسانند و مشکل را حل کنند؟! قدر مسلم پاسخ منفی است.

نکات مهم:

در سنگاپور، وقتی رئیس‌جمهور روی صندلی می‌نشیند، می‌بیند یک آدامس روی صندلی بوده و به شلوار او چسبیده است، دستور می‌دهد که دیگر کسی در سنگاپور آدامس نخورد! اگر شما برای مسافرت به سنگاپور بروید، اجازه ندارید آدامس بجوید که در غیر این صورت مرتکب جرم شده‌اید. ما که در کنگره 60 نمی‌توانیم این کار را بکنیم، چون آدامس به‌عنوان داروی درمان سیگار است. الآن که من پشت این میز نشستم دیدم که زیر میز آدامس چسبیده است.

از وسایل و ابزار سیگار کشیدن فندک است، کسی هم که آدامس می‌خورد، باید یک وسیله‌ای حتماً همراهش باشد و آن وسیله «دستمال‌کاغذی» است.. کاری که در لژیون‌های سیگار حتماً باید آموزش بدهند این است که کسی که در حال درمان سیگار است، هر وقت خواست که آدامسش را استفاده نکند، دستمال‌کاغذی را از جیبش خارج می‌کند، لای آن را باز می‌کند و آدامسش را در آن می‌گذارد و بعد دستمال‌کاغذی تاشده را در جیبش می‌گذارد و بعد در سطل زباله می‌اندازد. اگر این آدامس را پرندگان بخورند، منجر به مرگ آن‌ها می‌شود. آدامس‌هایی که پشت میزها چسبانده می‌شود، ممکن است مرکز آلودگی باشد. آدامس‌هایی که روی زمین انداخته می‌شود، باعث سیاه شدن کف موزاییک و سنگفرش می‌شود.

در بعضی شعب سیگار کشیدن را در همه‌جا ممنوع کرده‌اند. این بسیار خوب است اما کسانی که در سفر اول هستند و گاهی سیگار می‌کشند، در کجا باید سیگار بکشند؟! ما همه در حال درمان سیگار هستیم، اما ممکن است هنوز تعدادی افراد سیگاری در بین ما باشند، بنابراین باید فضایی را برای آن‌ها قائل باشیم. اگر این کار را نکنیم، همه آن‌ها به کوچه و خیابان می‌روند و همین باعث ایجاد مزاحمت می‌شود. الآن مشکلی که ما داریم در شعبه وحید است که به دلیل تجمع اعضای کنگره 60 در خارج از شعبه، همه همسایه‌ها استشهاد پرکرده‌اند. در شعبه صالحی که در یک کوچه است، یک نفر بیرون نمی‌ایستد و این کار ایجنت و مرزبان‌هاست که نظم را برقرار کرده‌اند. در تمام شعب، اگر قرار باشد ما پشت در تجمع کنیم، ایجاد مشکل و بحران می‌کند. سعی کنید ماشین‌های خود را با فاصله دورتری پارک کنید تا ایجاد مشکل نکند؛ عدم رعایت این کار، به ما ضربه می‌زند. ما حتماً باید رعایت حال همسایگان شعب کنگره 60 را بکنیم. در تمام شعب، چه تهران و چه شهرستان‌ها از شلوغی و ازدحام باید پرهیز کنیم، وگرنه خودمان به خطر می‌افتیم. ما باید کاری کنیم که کسی به ما کاری نداشته باشد. چندین سال است که ما در پارک طالقانی در حال فعالیت هستیم؛ نگهبان نظم، پارکبان و مرزبان تعیین کرده‌ایم و به‌این‌ترتیب، هیچ‌کس به ما هیچ تذکری نمی‌دهد. خانواده‌های ما پایین ورزش می‌کنند، هیچ‌کس هیچ کاری به آن‌ها ندارد؛ چون خود ما رعایت می‌کنیم. اگر خانواده‌هایی که در پارک طالقانی ورزش می‌کنند، حجاب و نوع پوشش خود را رعایت نکنند، بعد از یکی دو هفته به ما تذکر می‌دهند که جمع کنید و بروید پی کارتان! آقایان هم همین‌طور است؛ اگر لباس آقایان هم وضعیت موجهی نداشته باشد، به ما تذکر می‌دهند.

 

شما بدانید هر جا که منزل مسکونی باشد و در کنار آن، بیمارستان، مدرسه، کلاس زبان، کلانتری، مسجد و یا حسینیه باشد، قیمت آن ملک افت می‌کند. وقتی‌که یکی از شعب کنگره هم در کنار یک ملک باشد، ملک‌ها افت می‌کنند؛ بنابراین، آن‌ها منتظرند که از ما نقطه‌ضعفی بگیرند، پس ما باید خودمان رعایت کنیم. آن‌هایی که کنگره را دوست دارند، بیرون از کنگره و در کنار خیابان و یا سر چهارراه نایستند. در شعبه وحید یک نفر حق ندارد بیرون در بایستد. پایین بروند و سیگار بکشند. اتاقی را هم مخصوص سیگاری‌ها قرار ندهید؛ چون آنجا پاتوق سفر اولی‌ها می‌شود. اگر می‌خواهند درملأعام سیگار بکشند، ایرادی ندارد. در زمان تشکیل لژیون، بین لژیون ساعتی را تعیین کنید تا سیگاری‌ها، سیگار بکشند. امیدوارم که شعب موردنظر ما هم این قوانین را رعایت بکنند و مسائل حل بشود.

امیدوارم که در امتحانات موفق باشید.

از شما می‌خواهم که در انتخابات شرکت کنید. خداوند سرنوشت هیچ قومی را عوض نمی‌کند، مگر آن‌که آن قوم خودشان به تزکیه و پالایش اقدام کنند و سرنوشت خودشان را تغییر بدهند. در جهان امروز برای تصمیم‌گیری دو عامل وجود دارد: یا باید صندوق رأی تصمیم‌گیری کند و یا با تفنگ! راه سومی وجود ندارد؛ بنابراین، همه ما باید در هر جامعه‌ای هستیم، در رأی‌گیری شرکت کنیم و باید نظر خودمان را بدهیم. وظیفه ماست که نظر خودمان را بدهیم.

جوامع و انسان‌ها برای رأی دادن باید ذره‌ذره به بلوغ فکری برسند. مثلاً گفته می‌شود که در رأی‌گیری تقلب می‌شود، باید به بلوغ فکری برسیم. به‌عنوان‌مثال در کشور همسایه، رأی‌گیری می‌کنند اما می‌بینید که صندوق رأی گم‌شده و همه را به سرقت برده‌اند. به آن‌ها کمک کرده‌اند و اسلحه داده‌اند که با اشرار بجنگند، اما اسلحه را داده‌اند به تروریست‌ها! یعنی فساد مالی. در چنین کشورهایی رأی‌گیری مثل کشورهای پیشرفته نیست؛ ولی باید تمرین کنند. الحمدالله رأی‌گیری در کشور ما مناسب‌تر و بهتر است و اصلاً قابل قیاس نیست.

بنابراین، همه اعضای کنگره 60 در جهان‌بینی و تفکر و اندیشه ما، حتماً باید در رأی‌گیری شرکت داشته باشیم؛ ولی به چه کسی می‌خواهید رأی بدهید، به ما ارتباطی ندارد. کنگره 60 در این مسائل اصلاً دخالت نمی‌کند؛ نه من می‌گویم که به چه کسی رأی بدهید، نه راهنماها، نه دیده‌بانان و نه ایجنت ها؛ هیچ‌کدام از ما نمی‌گوییم که به چه کسی رأی بدهید. به هرکسی که دوست داشتید رأی بدهید؛ ولی حتماً باید رأی بدهید. به این دلیل ما نمی‌گوییم به چه کسی رأی بدهید، چون ما در کنگره 60 روی مشترکات خودمان کار می‌کنیم؛ اشتراک ما مصرف مواد مخدر است، فقط روی این کار می‌کنیم؛ هم مسافران و هم همسفران. ممکن است مذهب ما فرق داشته باشد، ما روی مذهب کار نمی‌کنیم. ممکن است ما در کنار هم باشیم و اشتراکمان مصرف مواد مخدر است؛ ولی عقاید سیاسی ما کاملاً مخالف همدیگر باشد؛ یکی بالای ده باشد، یکی پایین ده باشد، یکی چپ و یکی راست باشد، یکی میانه، یکی دموکرات، یکی جمهوری‌خواه باشد؛ اگر بخواهیم آن‌ها را بیاوریم با همدیگر اختلاف و اصطکاک و به‌هم‌ریختگی پیدا می‌کنیم و مشکلات متعددی را به وجود می‌آوریم. ما نه در کنگره پلاکارد می‌زنیم و نه تبلیغ می‌کنیم.

امیدوارم همه شما به‌صورت فعال در انتخابات کشور شرکت کنید و گول این‌وآن را نخورید. ما باید وظیفه خودمان را انجام بدهیم. من وظیفه‌ام این است که به‌عنوان یک ایرانی در روز رأی‌گیری پای صندوق حاضر شوم و رأی بدهم.

از این‌که به حرف‌های من گوش کردید از همه شما متشکرم.





نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، درمان اعتیاد، جهانبینی، دستور جلسات هفتگی،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :