وبلاگ لژیون مسافر نادر اسدی،
پیشگیری، مهارودرمان اعتیاد به روش درمانی کنگره 60 (تدریجی) dst رایگان
درباره وبلاگ


جمعیت احیای انسانی (كنگره 60)، از سازمان‌های مردم نهاد و فعال در حوزه اعتیاد و مواد مخدر می‌باشد كه در سال 1378 بر اساس اصل پذیرفته شده كمك یك فرد رها شده از دام اعتیاد، به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد و با رویکرد «بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم»، توسط مهندس حسین دژاکام، پایه گذاری و تأسیس شده است. این سازمان مردمی از بالاترین مرجع سازمان‌های مردم نهاد، یعنی وزارت کشور، درزمینهٔ كاهش آسیب‌های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد در سطح ملی، دارای پروانه تأسیس و فعالیت می‌باشد.

مدیر وبلاگ : مهدی قلم فرسا
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : مهدی قلم فرسا

بنام خدا

چهاردهمین جلسه از دوره پنجاه و هشتم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه هفته راهنما در روز چهارشنبه مورخ 1396/2/6 به استادی و نگهبانی مهندس و دبیری مهدی راس ساعت 11:30 آغاز بکار نمود.


ان الانسان لرب لکنود، انسان به رب و استاد خودش ناسپاس است. معلم همه چیز به شخص یاد می دهد، چطور از او قدردانی می کند؟ نسبت به پدر و مادر چه رفتاری می کند؟ آیا قدردان هست؟ آیا تشکر می کند؟


سلام دوستان حسین هستم یک مسافر.

من حالم خوب است و امیدوارم حال شما هم خوب باشد. امروز چهارشنبه ششم اردیبهشت ماه است. 

این هفته، هفته ی بسیار خوب و قشنگی است. ما چهار هفته در کنگره جشن داریم. هفته همسفر، هفته راهنماها، هفته مرزبانان و هفته دیده بانان.  این هفته، هفته ی راهنمایان است. واقعاً راهنمایان کنگره 60 ، کارخانه های تولیدی کنگره 60 و یا موتورهای کوچک کنگره 60 یا مزارع تولید کنگره 60 هستند، که در آنجا کشت صورت می گیرد. روزی که ما کنگره 60 را بر پا کردیم، از نظر اطلاعات و آگاهی و رفتار انسانها با مشکلات زیادی روبرو بودیم. من در کنگره 60 برای راهنما تعاریفی قایل شدم. نه هر که سر بتراشد قلندری داند، نه هرکه آینه برداشت سکندری داند. 

تنها قطع مصرف کافی نیست، راهنما باید علم و آگاهی را در آن مورد داشته باشد، از نظر اخلاق، جهان بینی و نگرش به مرحله لازم رسیده باشد. بنابراین باید یکسری اطلاعات داشته باشد. با شمشیر چوبی نمی توان به جنگ اهریمن رفت. باید کاملاً زیر و بم اعتیاد را بشناسیم. اعتیاد از ترکیب انسان و موادمخدر بوجود می آید و بنابراین باید هر دو مورد را کاملاً بشناسیم. باید انسان را خوب بشناسیم، هم فیزیولوژی، هم جهان بینی و هم افکار و اندیشه اش را. 

بنابراین در روزهای اول که می خواستم برای بچه ها آزمون قرار بدهم، هیچکس قبول نمی کرد، همه می گفتند که ما چون می خواستیم امتحان ندهیم، معتاد شده ایم، حالا شما می گویید دوباره بیا امتحان بده؟ من هم گفتم این امتحان فورمالیته است و چند تا سوال مطرح می کنیم و ما شما را قبول می کنیم. رفته رفته امتحانات در حد کنکور سراسری شد. بسیار سخت شد و خیلی از افراد در حال حاضر شش ماه مرخصی گرفته اند و برای امتحان خودشان را آماده می کنند. همه اینها برای کاری است که رایگان است، الآن در حدود 3000نفر ثبت نام کرده اند. اینها اشخاصی هستند که یک گرم سی روز هستند یا به رهایی رسیده اند و پروسه سیگارشان از شش ماه گذشته است. این افراد آگاه و مطلع هستند. ولی همانطور که دفعه قبل هم گفتم، انسان باید به یک مرحله بیداری و هوشیاری برسد که وقتی کاری برایش انجام می دهند، قدردان باشد و تشکر بکند. 

سه کلمه را در کشورهای پیشرفته به بچه ها آموزش می دهند. 1ـ لطفاً  2ـ تشکرکردن  3ـ معذرت می خوام. 

برای ما گاهی اوقات معذرت خواهی کسر شأن است. اینها را باید یاد بگیریم. انسان یک موجود دیگری هم هست، موجودی است که رب خودش را پنهان می کند (ان الانسان لرب لکفور)، در جایگاه پائین تر استاد و پدر و مادر هم یک مربی هستند. بعضی انسانها معلم خودشان را پنهان می کنند. مثلاً شخص رفته کشتی یاد گرفته، بعد از اینکه کمی حرفه ای شده است، مقابل استاد خودش می ایستد و به او توهین هم می کند و او را پنهان هم می کند. بعضی ها پدر و مادر خودشان را پنهان می کنند. انسانی هست که وقتی با مادرش در یک مکانی قرار بگیرد، می گوید این شخص کلفت ماست. 95درصد انسانها، کسانی هستند که راهنما، پدر و مادر و استاد خودشان را پنهان می کنند. آیا آنقدری که پدر و مادر برای فرزندش زحمت کشیده است، فرزند مد نظرش هست؟ 

انسان یک خصوصیت دیگر هم دارد، ان الانسان لرب لکنود، انسان به رب و استاد خودش ناسپاس است. معلم همه چیز به شخص یاد می دهد، چطور از او قدردانی می کند؟ نسبت به پدر و مادر چه رفتاری می کند؟ آیا قدردان هست؟ آیا تشکر می کند؟ 

انسانها همه در خسران هستند، مگر آنهایی که ایمان دارند و عمل سالم و صالح انجام می دهند، مگر آنهایی که دیگران را به صبر و محبت و بردباری توصیه می کنند.

کاری که راهنما انجام می دهد، همین کار است. همه ناسپاس هستند، مگر آنهایی که ایمان دارند و بیداری هستند و دیگران را به بردباری و صبر توصیه می کنند. پس ما هرکس به ما چیزی آموخته است، اگر سپاسگزار باشیم، انسانهای خوب و بیدار و جزو یاران سمت راست هستیم، اگرنه انسانهای درستی نیستیم. باید کمی تفکر کنیم. باید جایگاه معلم و استاد را ارج بنهیم و قدر زحماتش را بدانیم. ما اگر 20 سال پیش هم یکی راهنمای ما بوده است، اگر او را می بینیم، باید به او احترام بگذاریم. چه همسفر و چه مسافر. اگر این احترام را قایل شدیم، خشنودی خداوند را فراهم کرده ایم. جالب این است که انسان هر کاری برای دیگران انجام می دهد، برای خودش انجام می دهد. حضرت علی می گوید؛ هرکس به من کلمه ای بیاموزد، مرا بنده خود کرده است.

الآن همه، همه چیز را پول نگاه می کنند. اگر بگویی که رایگان کار می کنیم، می گویند دیوانه ای! همه می خندند به این رفتار راهنماها. راهنما به انسانها کمک می کند که آنها را از ظلمت خارج کند. ما الآن نزدیک به 2000نفر راهنما داریم. این چیز کمی نیست. 

من ایمان و اعتقاد راسخ دارم، تا آنجاییکه در ارتباطات بین المللی بودم، کسی به اندازه ی یک راهنمای کنگره 60، چه مسافر و چه همسفر، اطلاعاتی در مورد اعتیاد ندارد و قادر نیست که بتواند اعتیاد را به راحتی درمان کند. این کار را راهنماها انجام می دهند و ما هر کاری بکنیم، برای خودمان انجام می دهیم . اگر امروز ما به بزرگترها احترام بگذاریم، فردا خودمان بزرگتر می شویم. البته در اینجا بزرگتر هم باید با صداقت تمام جایگاه خودش را حفظ کند. وقتی یک نفر راهنما می شود، باید جایگاه راهنما را حفظ کند، چون پیمان بسته است. در مقابل خداوند، نگهبان کنگره، مسافران و همسفران پیمان بسته است، یعنی اینها همه شاهد و گواه هستند. شما اگر یک کاری را انجام بدهید، می گویند اگر دو یا سه نفر شاهد داشته باشید، ادعای شما ثابت می شود، اینجا شما این افراد را شاهد می گیرید که از این اصول و قوانین و قواعد خارج نشوید. 

اگر یک سفر اولی در یک گرم 30 روز برگشت بخورد و حماقت کند، یک جریمه دارد و تنبیهش 10 ضربه شلاق است. یک نفر اگر سفر دوم باشد و برگشت کند، جریمه اش 20 ضربه شلاق است. اگر راهنما برگشت کند، جریمه اش 100 ضربه شلاق خواهد بود. چون این شخص به هوشیاری و آگاهی رسیده است و پیمان بسته است. 

راهنما باید تا روز آخر روی پیمان خودش استوار باشد و کار ما این است که در این هفته از راهنماهای خودمان تشکر و قدردانی کنیم. هیچکس نمی تواند در هفته راهنما، بدلیل اینکه بگوید وضعیت مالی ام خوب نیست، از راهنمایش تشکر نکند. حتماً باید از راهنمایش تشکر کند. حتی اگر وضعیت مالی اش خوب نبود، حداقل باید یک نامه بنویسد. گل و لباس و کادو نمی خواهد بگیرید. 

روز یکشنبه، خانمی دخترش را برای درمان آورد، هروئین می کشید و قرص هم می خورد، گفت که 12روز این دختر را در کلینیک خوابانده ام و 12میلیون تومان پرداخت کرده ام. تازه بعد از پرداخت این مبلغ، هم هروئین می کشید وهم قرص می خورد. 

الآن اگر به شما بگویند که 50هزار تومان به حساب زمین کنگره بریز، نمی ریزید، ولی حاضرید آنجا، 12میلیون تومان پرداخت کنید. اینطور نیست که اگر می گویم در هفته راهنما، پاکت بدهید، کنگره را پولی کرده ام، من دارم به شما کمک می کند، باید لذت بخشش را درک کنید. باید بفهمید که خیلی از جاها از خودتان بگذرید. بعضی ها هستند که از عصاره جانشان می دهند، باید از عصاره جانتان برای انسانها بدهید، 10هزار و 20هزار تومان که مبلغی نیست. راهنما یکسال برای تو زحمت کشیده و حالا می گویی من وضع مالی ام خوب نیست و ندارم! اینها پذیرفته نیست و عذر بدتر از گناه است!

شما شش ماه پیش می دانستید که ما هفته راهنما داریم، باید پیش بینی می کردید. با این کار ما جایگاه راهنما را محکم می کنیم، یعنی می گوییم که ای راهنما تو برای من ارزش داری که من برایت این کار را انجام می دهم. درست است که محبت به پول و لمس نیست، ولی گاهی اوقات برای نشان دادن محبت، باید از ابزاری استفاده کرد.

نگویید که من نمی توانم چگونه از راهنمای خودم تشکر کنم! 

داستان همان شخصی که بالای سر سگش نشسته بود و گریه می کرد، گفتند چرا گریه می کنی؟ گفت که سگم در حال مرگ است. گفتند که مقداری از آن نان به او بده. گفت: نه، برایش گریه می کنم، ولی نان به او نمی توانم بدهم. گفت مرد حسابی، تو باید از این نان 100کیلو بخوری تا بشود 50 قطره اشک. حالا تو نان را نمی دهی و اشک را می دهی. همین اتفاق هم در مورد ما می افتد. 

من دوست دارم که همسفران که بالهای پرواز هستند، حتماً در روزهای رهایی حضور داشته باشند. خداوند اجازه خدمت بندگانش را به همه کس نمی دهد. من به همه راهنمایان تبریک می گویم. 

نجات دادن یک انسان، مثل نجات دادن یک جامعه است و این موضوع خیلی ارزشمند است. شما هرکدام بعضی ها، 20 نفر ، 30 نفر ، 50 نفر را از اعتیاد خارج کرده اید، پس خداوند به ما اجازه داده و منت سر ما گذاشته است که در این جایگاه قرار داریم. چون خداوند بندگانش را دوست دارد، بعضی ها خیال می کنند خدمت می کنند. هرکسی که از جهان اعتیاد خارج شود، یک طایفه آباد و یک جامعه را نجات داده است.

همه ما باید از راهنماهای خودمان به زیبایی تشکر کنیم. کسانی که در کنگره 60 راهنما هستند و با تمام وجودشان خوب کار می کنند و تولید خوبی دارند، من کمک می کنم که طول راهنمایی اینها بیشتر شود. ولی راهنمایانی که نامناسب باشد، باید به کار دیگری بپردازند. این است که می خواهم با زیباترین شکل ممکن از راهنمایتان تقدیر و تشکر کنید. مثل اینکه تصمیم گرفته شده است که در تمام شعب کنگره 60 ، روز سه شنبه جشن راهنما (مخصوص آقایان) برقرار باشد و در روز دوشنبه هم جشن راهنما (مخصوص همسفران) برقرار باشد.

در نهایت از خداوند برای همه ی راهنمایان توفیق می خواهم. الآن راهنمایان از قزوین، مشهد، کرج آمده اند، باید زحمات اینها را ارج بگذاریم. 

همه شما را به خداوند بزرگ می سپارم و امیدوارم هفته خیلی خوبی برگزار کنید. 

تصمیم دیگری در لژیون مالی آکادمی گرفته شد و آن این بود که وقتی یک نفر پولی را به حساب زمین واریز می کند، یک نامه ای برای شخص صادر می شود. مرزبان بایستی نامه را در پاکت بگذارد و مبلغ و شعبه و نام راهنما و شماره لژیون را پشت آن بنویسد و در روزهای جلسه مسئول لژیون مالی اسامی را می خواند و نامه را به شخص واریز کننده می دهند.

در ضمن عزیزانی که همسفر هستند و می خواهند وارد لژیون ویلیام وایت برای درمان سیگار بشوند، باید یکسال از حضورشان در کنگره گذشته باشد. 

 

نام فایلتاریخلینک
فایل صوتی سخنان مهندس96/02/06دانلود
فایل صوتی رهایی ها96/02/06دانلود


منبع: کنگره 60





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :