وبلاگ لژیون مسافر نادر اسدی،
پیشگیری، مهارودرمان اعتیاد به روش درمانی کنگره 60 (تدریجی) dst رایگان
درباره وبلاگ


جمعیت احیای انسانی (كنگره 60)، از سازمان‌های مردم نهاد و فعال در حوزه اعتیاد و مواد مخدر می‌باشد كه در سال 1378 بر اساس اصل پذیرفته شده كمك یك فرد رها شده از دام اعتیاد، به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد و با رویکرد «بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم»، توسط مهندس حسین دژاکام، پایه گذاری و تأسیس شده است. این سازمان مردمی از بالاترین مرجع سازمان‌های مردم نهاد، یعنی وزارت کشور، درزمینهٔ كاهش آسیب‌های ناشی از مصرف مواد مخدر و اعتیاد در سطح ملی، دارای پروانه تأسیس و فعالیت می‌باشد.

مدیر وبلاگ : مهدی قلم فرسا
چهارشنبه 30 فروردین 1396 :: نویسنده : مهدی قلم فرسا

به نام قادر متعال

این جلسه سیزدهمین جلسه از دوره پنجاه و هشتم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 ویژه مسافران وهمسفران با دستور جلسه ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی، در روز چهارشنبه مورخ  30/1/1396 به استادی و نگهبانی مهندس و دبیری مهدی راس ساعت 111 آغاز بکار می نماید. 

 ما مسئله ادب و بی ادبی را از روز اول اجراء کردیم و در حرمت کنگره 60 همه اینها را یادآوری می کنیم. در کنگره 60 گفتیم که همه با هم برابر نیستند. آیا آنهایی که فساد می کنند با آنهایی که خدمت می کنند، با هم برابرند؟ آیا نابینایان با بینایان با هم برابرند؟ نه، اصلاً برابر نیستند. 


سلام دوستان حسین هستم یک مسافر. 

امیدوارم حالتان خوب باشد، بحمدلله حال من هم خوب است. 

فروردین به سرعت تمام شد.

دستور جلسه امروز ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی است. آدمی که بی ادب است، انسان بی تعادلی است. انسانی که ادب دارد، انسان با تعادلی است. 

انسان هم موجودی است الگوپذیر، تمام موجودات الگوپذیر هستند. باید یک چیزی را یاد بگیرند، ما خیلی چیزها را از  پدر و مادر یاد می گیریم، همانطور که الگوپذیر هستیم، ادب و بی ادبی را هم از پدر و مادر یاد می گیریم. قسمت بعدی، ادب و بی ادبی را از بزرگانمان  مثل اساتید، معلمان، پدر و مادر، قهرمانان جامعه یاد می گیریم، چون همه چیز ما الگوپذیر است. ادب و بی ادبی مسئله بسیار حائزاهمیتی است. 

من بارها در کنگره گفته ام که یک انسان مصرف کننده تزریقی هروئینی را برتر می دانم از یک انسان بی ادب سرمایه دار و تحصیل کرده! من شخص هروئینی را می توانم تحمل کنم، ولی یک انسان بی ادب اصلاً قابل تحمل نیست. 

متاسفانه این موضوع ادب و بی ادبی در جامعه ما شیوع پیدا کرده است. البته ما ملتی هستیم که محسنات زیادی داریم، ولی در یک قسمت از آنطرف پشت بام افتاده ایم. ما در قوه قضاییه 15میلیون پرونده قضایی داریم، هر پرونده قضایی یک نفر شاکی دارد و یک نفر متشاکی، یعنی 30 میلیون نفر باهم دعوا دارند. در بعضی موضوعات هم هر طرف چندین نفر هستند. چون آنجا در وهله اول تعارفاتی که ریشه وپایه ندارد، بین افراد تبادل می شود و وقتی پای حساب و کتاب می رسد، همه چیز بهم می ریزد. متاسفانه ما ادب و بی ادبی را در جوامع بزرگ می بینیم، مخصوصاً در جوامع غربی و اروپایی. می بینید که در مسایل انتخاباتی یک رئیس جمهور که یکی از بالاترین مقامات کشور است، مستقیماً اهانت می کند، به حقه بازی و دروغ طرف مقابل را مورد خطاب قرار می دهد. این ها از مراتب بارز بی ادبی است. وقتی چنین چیزی در رأس باشد، همینطور به مراتب پایین تر انتقال پیدا خواهد کرد.

منظورم این است که ما باید برای ادب و بی ادبی در جامعه خودمان به بزرگان توجه و دقت کنیم. بزرگان ما هم باید حواسشان جمع باشد، چون حرفهایی که می زنند مثل الگو است و دیگران اجراء می کنند. وقتی که یک پدر و مادر تلفن زنگ می زند و به بچه می گوید که بگو نیست! این رفتار را به فرزند خود یاد می دهد. 

در قدیم بچه ها جلوی پدر و مادر، پایشان را دراز نمی کردند، معلم را می دیدند سلام می کردند و احترام می گذاشتند. مقصر خود ما هستیم، اگر معلم به بچه ما بگوید که بالای چشمت ابرو است، می رویم و با معلم برخورد می کنیم و شکایت می کنیم. 

ما مسئله ادب و بی ادبی را از روز اول اجراء کردیم و در حرمت کنگره 60 همه اینها را یادآوری می کنیم. در کنگره 60 گفتیم که همه با هم برابر نیستند. آیا آنهایی که فساد می کنند با آنهایی که خدمت می کنند، با هم برابرند؟ آیا نابینایان با بینایان با هم برابرند؟ نه، اصلاً برابر نیستند. 

وقتی ما پشت سر کسی صحبت می کنیم یا حرف کسی را قطع می کنیم، یعنی داریم بی ادبی می کنیم. وقتی دیگران را با تو خطاب می کنیم، این بی ادبی است. در کنگره از اول رسم شده است که کوچکتران به بزرگتران احترام می گذارند. سن یکی از علایم بزرگتر و کوچکتر است، شغل، جایگاه، فهم و شعور علایم دیگر است. ممکن است یک نفر 80 سال داشته باشد، هروئین بکشد، چرت بزند و طلبکار باشد و یک نفر هم 22 سال سن داشته باشد و چندین نفر را به رهایی رسانده باشد، کدام یک احترامش بیشتر است؟ 

رهجو باید به راهنمایش احترام کامل بگذارد. وقتی راهنما می آید، شاگرد باید جلوی استادش بایستد. ما هفته معلم گذاشته ایم، ولی یاد نداده ایم که هفته معلم یعنی چه؟ فقط خیال کردیم که باید بگوییم آقا تبریک می گوییم. یاد نداده ایم که باید روز معلم گل بگیریم، پلاکارد بزنیم، صحبت کنیم و قدردانی کنیم. آدمها مشکل ندارند، به آنها یاد نداده اند. 

ما در کنگره این موضوع را به همه یاد داده ایم. شخص مصرف کننده بعد از آموزشهای لازم به تعادل می رسد و همه دوستش دارند و به او احترام می گذارند. 

به قول بهروز وثوقی در فیلم گوزن ها می گفت که: شما به من یاد دادید که من یاد نگرفتم، من از بچه گی در محله خرابات به دنیا آمدم و به لات بازی و بزن بهادری بزرگ شدم.... حالا ما هم همینطور هستیم، کسی به ما یاد داد؟ کنگره به ما یاد داد.

ما ملت بزرگی هستیم، ولی آیا کارهای بزرگ انجام می دهیم؟ آیا قادر هستیم که کشورمان را تمیز نگه داریم؟ آیا این را فهمیده ایم که در حریم رودخانه ها نباید خانه سازی کنیم؟ سیکل بارندگی در دنیا، 30 ـ 40 ساله است. مثلا بارندگی و سرمای شدید شروع می شود و بعد از مدتی به خشکسالی می رسد و دوباره این موضوع تکرار می شود. حالا کنار رودخانه ها خانه می سازیم، بعد سیل می آید و همه چیز را با خود می برد. تجاوز به حریم رودخانه ها، یعنی بی ادبی. ریختن زباله و آشغال در طبیعت، یعنی بی ادبی. ادب فقط این نیست که ادکلن بزنید و لباس مرتب بپوشید و پشت ماشین شاسی بلند بنشینید!

مسئله دیگر که مربوط به ادب و بی ادبی است و تا به الآن راجع به آن صحبت نکرده ام این است که شما بدون اطلاع قبلی جایی می روید. شما بدون هماهنگی به منزل دوستتان می روید و او می خواهد به جایی برود، این موضوع بی ادبی است. 

انسان می تواند به خانه های بستگان درجه یک خودش مثل خواهر، برادر، پدر و مادر، بدون اطلاع قبلی برود، ولی اگر رفت و او می خواست که به جای دیگر برود، نباید ناراحت شود، حتی می تواند از غذای خانه بخورد. ولی اگر به ملاقات کسی بدون اطلاع می روید، اگر شخص نتوانست شما را بپذیرد، نباید ناراحت شوید. 

شخص می آید و من را می بیند و می گوید آقای مهندس می خواهم با شما 5 دقیقه صحبت کنم، من نمی توانم صحبت کنم، بعد شخص ناراحت هم می شود. من وقت ندارم. 

مثلاً من به استخر شیرودی رفتم، شخص می آید و می گوید آقای مهندس می توانم با شما صحبت کنم؟ خوب، من از ساعت 5 صبح بیدار شدم و به استخر آمده ام که به شما مشاوره بدهم؟ شما باید با راهنمای خودتان صحبت کنید. اینجا یک محل ورزشی است و من هم مثل شما به اینجا آمده ام که ورزش و استراحت کنم. 

من مثال می زنم در مورد خودم، شما هم می توانید در مورد خودتان گسترش دهید. 

مثلاً من در اتاقم در حال نوشتن هستم، مرزبان می آید می گوید فلانی آمده است و می خواهد با شما صحبت کند، حالا اگر به او وقت بدهم از کارهای خودم می افتم، اگر به او جواب ندهم، ناراحت می شود. پس هر کاری باید با وقت قبلی انجام شود. 

وقتی وارد اداره ای می شوید، فوری روی صندلی ننشینید. باید بایستید، اگر آن کارمند و مسئول اجازه داد، می توانید بنشینید. حتی اگر در مطب دکتر می روید، باید بایستید. اینها در زندگی ما کاملاً اثر می گذارد. 

وقتی کنار یک نفر راه می روید، سمت راست مقام بالاتر می ایستد، دست چپ مقام کوچکتر. نمی توانیم بگوییم بی خیال، ما خاکی هستیم! نه ما خاکی نیستیم، باید این مسایل را رعایت کنیم. 

موقع غذا خوردن، صدای چنگال و قاشق نباید بیاید. در این صورت بی ادبی منظور می شود.

یک آقا وقتی با یک خانم صحبت می کند، نمی تواند بگوید جان. آدم باید به همسر و دوستش بگوید جان. حتی یک آقا با یک آقا هم صحبت می کند، نباید بگوید جان و در مورد خانم ها هم همینطور. 

وقتی شما با یک خانم صحبت می کنید، نباید او را تو خطاب کنید. وقتی با استاد یا خانمی یا مقام بالاتر صحبت می کنید، نباید از واژه تو استفاده کنید. 

ما در ادبیات فارسی، از کلمه تو استفاده نمی کنیم. با اینکه دوم شخص مفرد است، ولی برای احترام به شخص و صحبت کردن با شخص مقابل، از جمع یعنی شما استفاده می کنیم. 

بهت گفتم صحیح نیست، باید بگوییم بهتون گفتم. 

این موضوعات، نکات ریزی هستند که در آداب معاشرت و ارتباطات ما نقش مهمی ایفا می کنند.

این هنر نیست که بگوییم ، من آدم خاکی هستم. نه اینطور نیست، تو آدم احمقی هستی. آنگونه که با همسر و دوستتان صحبت می کنید، نباید با یک شخص محترم و وزیر صحبت کنید. 

صحبت کردن یک آقا با یک آقا یک رقم است، صحبت کردن یک آقا با یک خانم یک رقم دیگر است. 

 

هنگام صحبت کردن یک مقداری صورت یکدیگر را نگاه می کنند، بعضی خانم ها هرچه با آنها صحبت می کنی، سرشان پایین است و اصلاً نگاه نمی کنند. باید هرازگاهی یک نگاهی به شخص بیاندازید و او را نگاه کنید. 

با اشخاص و رده های بالا نبایستی با بی ادبی صحبت کنید. مثلاً سرعت غیرمجاز رفته ای و پلیس جلویت را می گیرد، نباید با بی ادبی صحبت کنید و بگویید که برو بالا، همه ی شما بچه ی پرورشگاه هستید. تو خودت بچه پرورشگاهی! تازه بچه پرورشگاه جای بدی نیست، خیلی ها امکانات نداشته اند و در عوض از خیلی افراد دیگر مودب تر و با شخصیت تر هستند. 

ما اکثراً خلاف کار بوده ایم، مصرف موادمخدر جرم بوده و ما مصرف می کردیم، پس خلافکار بوده ایم. یکی از بچه ها من را با ماشین به خانه می برد، پرسیدم که راستی تو شغلت چیه؟ گفت: ببخشید آقای مهندس، من زورگیر بودم. گفتم زورگیر یعنی چه؟ گفت مثلاً قرار می گذاشتیم 3 کیلو تریاک بخریم، می رفتیم تریاک ها را می گرفتیم و پول نمی دادیم، یا جلوی ماشین ها را می گرفتیم و پولهایشان را می گرفتیم. گفتم الآن چی؟ گفت نه دیگر الآن زورگیری نمی کنم.

ما اگر می خواستیم روی بی ادبی حرکت کنیم، همه بزن بهادر بودیم و همه بلد هستند. ولی اینجا ما آرام هستیم. ما در شکارگاه شیر و گرگ هستیم، ولی در بیشه آرام. همه اینجا سرمان پایین است و آهسته می رویم و می آییم. اگر کارهای گذشته را می خواستیم بکنیم، هر روز دعوا درست می شد. 

یک جایی جلسه می رفتیم، هفته ای 3 جلسه بود، 6 فقره دعوا اتفاق می افتاد. اینها بخاطر این بود که حرمت و آموزشی آنجا جاری نبود. 

وقتی می گوییم پوشش مناسب باید داشته باشیم، این فقط مربوط به خانمها نیست، بلکه مربوط به آقایان هم می شود. 

دامنه ادب و ادبی بسیار وسیع است. زندگی کردن با یک انسان بی ادب، عذاب بزرگی است. خوشبختانه وقتی بچه ها وارد کنگره می شوند، بسرعت با ادب می شوند. 

ما همه اینها را مدیون چند چیز هستیم، یکی حرمت کنگره 60، یکی دیگر زحماتی که راهنمایان می کشند و آموزش می دهند و دیگری سی دی های آموزشی. 

قابل توجه مسئولین اوتی؛ 

وقتی یک نفر به عنوان تازه وارد، وارد لژیون می شود، وقتی راهنما اولین نامه اوتی را می نویسد، باید نامه تازه وارد به نامه اوتی ضمیمه باشد. 

در زمان مصرف، من شلوارم یک جیب کوچک داشت که دانه های تریاک را داخل آن می گذاشتم، هر نیم ساعت ، یک ساعت، یک دانه بر می داشتم و می خوردم، هیچ چیزی هم از آن نمی فهمیدم، ولی رسیدم به یک مرحله ای که در روز یک دانه عدس تریاک، صبح ساعت 5 صبح می خوردم با یک چای پر رنگ، بعد از یک ساعت آنقدر نشئه می شدم که چشمهایم قرمز می شد، این مربوط به مسئله سازگاری می شود. 

شیشه ای ها را نباید از 6 سی سی بالاتر ببرید. حداکثر مصرف کننده شیشه 4.5 و 6 سی سی ، اگر قرص هم مصرف داشته باشد، نهایتاً 7.5 سی سی. اگر جواب نداد، قطع می کنیم، یا سقوط آزاد یا شبه سقوط آزاد، آنهم یا یک هفته یا سه روز. سقوط آزاد کامل یعنی مواد کاملاً قطع شود، شبه سقوط آزاد یعنی مصرف مثلاً روزی 9 سی سی به روزی 3 سی سی کاهش پیدا کند و بعد از یک هفته و دو هفته، مقدارش را بالا می بریم، کسی که اینطور عمل کند، 9 سی سی حالش را دگرگون می کند. 

ـ راهنمایانی که لژیونشان را تحویل می دهند، این به منزله رفتن از کنگره نیست. اینها می توانند در شعبه حضور پیدا کنند، در قسمت مرزبانی، ایجنتی، ورزشبانی فعالیت کنند. حتی اگر اعلام کنند، در صورت رضایت می توانند در شعبه دیگری مشغول به فعالیت گردند. به دنبال ایجنتی و حضورتان در سایر قسمت ها باشید. 

ـ امتحان هم تغییر نخواهد کرد، سوالات ممکن است بیشتر باشد. امسال فنی و جهان بینی 3 ساعت وقت دارد. 

ـ نامه ای که از آقای ویلیام داشته ام، گفت که مجدد در آمریکا دیدگاهی در حال مطرح شدن است که می خواهند به صورت پلیسی و جریمه و زندان اقدام کنند، یعنی همان کاری که ما سالها پیش می کردیم. این ها بخاطر این است که راه درمان را پیدا نکرده اند. 

از اینکه به صحبت های من گوش دادید، سپاسگزارم. 

 

نگارنده: مسافر احمد شریفیان
منبع: کنگره 60
سی د
ی هفته: سیدی روان ـ آقای مهندس





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :